آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥٢ - درس صد و سى و چهارم فرضيه احباط در چند مرحله
درس صد و سى و چهارم فرضيه احباط در چند مرحله
نظريات ما در مسأله «احباط» و متفرعات آن بدين شرح است:
١- قرآن كريم بر آن است كه داشتن ايمان، شرط پذيرش كارهاى شايسته آدميان است و با وجود كفر، براى كار شايسته پاداشى نيست و چه بسا «حبط» نسبت به كافرى كه در حال كفر از دنيا برود طبق نصوص قرآنى، اجماعى است. آيه ٢٢ و ٢٣ از سوره فرقان مىگويد: يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً. وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً.
( [آنان كه اميد لقاى ما را نداشتند، گفتند چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند؟] روزى كه فرشتگان را ببينند. مجرمان در آن روز، بشارتى از فرشته نيافته بلكه به آنها گويند محروم و ممنوع (از لقاء رحمت و جنت خدا) باشيد. و ما به اعمال فاسد آنها توجه كرده و همه را نابود گردانيم.) ممكن است فرد معترضى بگويد: آيا اين ستم نيست و تباهى ثمره كارها شايسته به شمار نمىآيد و با گفته خداى متعال منافات دارد كه مىگويد: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ. (هركس ذره مثقالى كارى نيك انجام دهد، پاداش آن را خواهد ديد.) پاسخش اينكه با بودن شرط، ستم مفهومى ندارد و با خرد سازگار است كه مزد و پاداش كار نيك، مشروط به وجود روابط بندگى بين بنده و مولاى او باشد.
خردمندانه نيست كه بندهاى كفر بورزد و نسبت به مولاى خود سركشى كند، و در همان حال، مولا ملزم باشد كه به كار شايسته او پاداش دهد.