آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٤ - درس صد و بيست و نهم«ختم» و«طبع» در قرآن
منحرف كرد).
به سخن ديگر: وقتى بر اثر ستيزهجويى با حق و حقيقت و خوددارى از پذيرش دعوت الهى، نفس آنان از راه هدايت و صلاح، به انحراف گراييد، خدا آنان را خوار كرده و در تاريكى گمراهيها سرگردان رها نمود، زيرا اندرز پندكنندگان در آنان مؤثر نمىافتاد.
٢٩- فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً[١] (در دلهاى آنان بيمارى است و خدا بر بيمارى آنان بيفزود.) اين آيه مانند آيه پيشين است و نيز مانند آيات زير مىباشد:
٣٠- فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ.[٢] (آنگاه آنان را مىبينى كه در دلهايشان بيمارى است).
يعنى به بيمارى روحى دچار گشتهاند كه تعبيرى از آن انحراف اخلاقى است كه مخالف كرامت انسانى است.
٣١- إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ.[٣] (منافقان و آنان كه در دلهايشان بيمارى بود مىگفتند: اين گروه مؤمنان را دينشان مغرور كرده است.) ٣٢- وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ.[٤] (ولى آنان كه در دلهايشان بيمارى است، پس پليدى بر پليدى آنان بيفزود.) يعنى اين انحرافى كه خود پديدآورنده آن هستند، آنان را به حالت بد بىپايانى به سوى بدى بيشتر مىكشاند و در صحنه زشتيهاى اخلاقى و محيط تاريك به صورت هميشگى و همگام با ابديت، از فاسد به فاسدتر و از تاريكى به تاريكى بيشتر مىبرد.
[١] بقره، ١٠.
[٢] مائده، ٥٢.
[٣] انفال، ٤٩.
[٤] برائت، ١٢٥.