آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٢ - درس صد و بيست و نهم«ختم» و«طبع» در قرآن
شد و آيه زير، مانند آن است:
٢٢- وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ.[١] (مشركان به خدا به سختترين سوگند قسم ياد كردند اگر آيتى بيايد، ايمان مىآورند. اى پيامبر بگو آيات از طرف خداست ... آنها همان مردم معاندند كه اگر آيتى بيايد، هرگز ايمان نمىآورند. و ما دل و ديده اينان را چون اول بار ايمان نياوردند اكنون از ايمان بگردانيم و آنها را به حال طغيان و سركشى واگذاريم تا به ورطه گمراهى فرومانند).
برگرداندن دلها و ديدگان آنان از سوى خدا بدين معنى است كه ميان آنان و درك ارزشهاى والاى انسانى حائل مىشود تا به گونه جماد يا حيوان درآيند و اين روىگردانى آنان از حق و پافشارى آنان به گمراهى است كه بسبب خوارى و حرمان آنان از رحمت خداى متعال و لطف بىپايان اوست و موجب آن است كه خدا آنان را به خود واگذارد تا در طغيانشان سرگردان شوند.
٢٣- وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.[٢] (و پيروى مكن از كسى كه قلب او را از يادمان غافل كرديم و از خواهش نفسش پيروى مىكند.) مضمون اين آيه نيز خذلان و خوارى و حرمان از فيوض قدسى خداى متعال است كه اين همه عقوبتى دنيوى است كه خود با گناه كردن، براى خود كسب كردهاند.
٢٤- وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ.[٣] (و ليكن دلهايى كه در سينههاست نابيناست.) اين نابينايى دل نيز تعبيرى از اغفال مورد گفتگو است. در واقع آگاهسازى از غفلتى است كه موجب جهل و دشمنى است.
[١] انعام، ١٠٩- ١١٠.
[٢] كهف، ٢٨.
[٣] حج، ٤٦.