آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٠ - درس صد و هشتم جهت و مكان
آسمان است و نه در زمين، مؤمن نبود. آيا نمىبينى كه پيامبر (ص) شناخت و معرفت او را به اينكه خدا در آسمان است، قرينه و اماره ايمان او قرار داده است؟ همين بيان پيامبر (ص) كه «خدا كجاست» تكذيب گفته كسانى است كه مىگويند: او در همه جاست. اگر او در همه جا بود، چنين دليلى براى پرسش نبود، زيرا درباره چيزى كه هيچ مكانى خالى از او نيست، محال است گفته شود: او در كجاست؟ مگر درباره كسى كه در مكانى است و مكان ديگر از او خالى است».[١] «ابو سعيد» احاديث ديگرى نيز استدلال كرده كه از آن جمله است:
٢٦- حديث باديهنشينى كه به محضر پيامبر (ص) آمد و از خشكسالى شكايت كرد و گفت:
«يا محمّد هلكت المواشى و نهكت الاموال و انا نستشفع بك على اللّه و باللّه عليك فادع اللّه أن يسقينا» فقال النّبيّ (ص): «يا اعرابى! ويحك و هل تدرى ما تقول؟
انّ اللّه أعظم من أن يستشفع عليه بأحد من خلقه، انّ اللّه فوق عرشه، فوق سماواته و سماواته فوق أرضيه مثل القبّة و انّه ليئطّ به أطيط الرحل بالرّاكب.»
(باديهنشين به پيامبر گفت: اى محمد دامها هلاك شدند و اموال از ميان رفت، ما شفاعت تو را در پيشگاه خدا مىخواهيم، ترا به خدا سوگند، از خدا بخواه كه ما را سيراب كند. آنگاه پيامبر (ص) گفت: واى بر تو! آيا مىدانى كه چه مىگويى؟ خدا بزرگتر از آن است كه كسى از آفريدگانش به درگاهش شفاعت كند، خدا بر بالاى عرش خود و در بالاى آسمانهاى خويش است و آسمانهاى او همچون گنبد بر بالاى زمين اوست و با استقرار او بر عرش، صدايى از آن برآيد چون صداى زين اسب، به هنگام سوار شدن سواركار بر آن).
٢٧- نيز، حديث باران كه مىگويد: «پيامبر (ص) لباس خود را در معرض باران گذاشت و چون علت را پرسيدند، گفت: «عهد آن با پروردگارش جديد است».
«ابو سعيد» مىگويد: «اگر به گفته اين كجدلان، (معتزله) خداى متعال در همه جا هست، تنها باران نسبت به خدا جديد العهد نبود و ديگر آبها و آفريدگان نيز همين ويژگى را مىداشتند».
[١] رسالة الردّ على الجهمية، عثمان بن سعيد دارمى، ص ١٤ و ١٧.