آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠١ - ج - احاديثى كه مسئله قضاء و قدر را مورد بحث قرار داده است
گرد آورد، از وظايفى كه براى آنان مقرر كرده است، از آنان مىپرسد و نه از آنچه بر آنان مقدر و حكم كرده است.) ٥-
و قال الامام الصادق (ع) لزرارة بن اعين: «يا زرارة أعطيك جملة فى القضاء و القدر؟ قال: «نعم، جعلت فداك». قال: «إذا كان يوم القيامة و جمع اللّه الخلائق، سألهم عمّا عهد إليهم، و لم يسألهم عمّا قضى عليهم.[١]
«امام صادق (ع)» به «زرارة بن اعين» گفت: «اى زراره سخنى درباره قضاء و قدر به تو بگويم؟» گفت: «آرى، فدايت گردم». امام (ع) گفت: «آنگاه كه روز رستاخيز فرارسد و خدا آفريدگان را گرد آورد، از آنچه به آنان تكاليف كرده است مىپرسد، نه از آنچه بر آنان مقدر و حكم كرده است.) شايد اين سخن امام (ع) به اين دو فرد بزرگ، از آن گونه سخنان باشد كه «به در مىگويند تا ديوار بشنود.» امام آن دو نفر را دستور مىدهد كه از طرح و گفتگو اين مسأله دقيق، در محافل عاميانه خوددارى كنند و به خصوص از بحث و جدل در اين گونه مسائل عقيدتى مشكل و پيچيده- كه در آن روزگار رواج داشته و بيشتر بحثكنندگان، در معرض اشتباه و لغزش در بحث بودند، بپرهيزند. چكيده اين سخن آنكه، بر توده مردم لازم است پيرامون وظايفى- كه بر آنان مقرر شده است- گفتگو كنند تا روشن شود كه وظايف آنان در عمل چيست. ولى گفتگو پيرامون قضاء و قدر، گفتگو از وظايف خدا در دستگاه آفرينش است و از مردم درباره فهم و درك آن پرسش نمىشود، زيرا دخالت در كارى است كه به آنان مربوط نيست.
ج- احاديثى كه مسئله قضاء و قدر را مورد بحث قرار داده است:
اين سلسله از احاديث، مفهوم قضا و قدر را به تعبيرها و زبانهاى گوناگون تشريح كرده است و شايد اين تعبيرات گوناگون بر طبق اختلاف درك و انديشه افرادى باشد كه اين احاديث براى آنان، گفته شده است. برخى از آنها اشاراتى گذرا، در
[١] كنز الفوائد كراجكى، ص ١٧١. البحار، ج ٥، ص ٦٠.