آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧ - درس نود و هفتم إحكام و تشابه
بدان آگاه هستند. زيرا همان گونه كه نور (در محسوسات) ذاتا قابل درك نيست و تنها از روشنايى بخشيدن به اشياء، قابل احساس است، وجود خداى متعال نيز (در نامحسوس) درك نمىشود و تنها از طريق افاضه وجود بر موجودات، قابل درك است.
خداى متعال ذاتا درك نمىشود و از خلال هر موجودى متجلى مىگردد. مانند نور كه علت درك اشياء مىباشد، ولى ديدهها از درك خود نور ناتوانند.[١] اما بازگشت علل و عوامل ابهام كه نيازمند تفسير مىباشد، به جهتهاى ديگرى است كه از جمله آنها: نامأنوس بودن كلمه، در عرف عامه مردم است. اين گونه كلمات، به آن دليل ناآشنا است كه خاصّ برخى از قبايل است و در قبايل ديگر بكار برده نمىشود و قرآن براى پيدايش وحدت در لغت، همه لغات عرب را بكار برده است، مانند: «صلدا» به معنى «نقيا» در لغت قبيله هذيل. و «الإملاق» به معنى «الجوع» در لغت لخم. و «المنسأة» به معنى «العصا» در لغت حضرموت. و «الودق» به معنى «المطر» در لغت جهرم. و «بسّت» به معنى «تفتتت» در لغت كنده. به علت وجود همين لغات در قرآن است كه كتابهاى بسيارى، در تفسير اين لغات به نام «غريب القرآن» نوشته شده است.
يكى ديگر از علل و عوامل ابهام، در برخى از آيات قرآن، اشارهاى زودگذر، به مطلب و موضوعى در لابلاى برخى از آيات است كه درك آن، نيازمند بررسى آداب و رسوم و مراجعه به تاريخ است، مانند: كلمه «النّسىء» در آيه إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ[٢] و يا آيه لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها[٣] كه چرا ورود به خانهها از پشت آن نهى شده است؟ يا تعبيرهاى مجملى كه شناخت تفصيلى آنها، نيازمند رجوع به سنت و گفتههاى گذشتگان است، مانند: أَقِيمُوا الصَّلاةَ، و آتُوا الزَّكاةَ و لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ.
عامل ديگر، سخنان كلى و عامّى است كه داراى معانى و مفاهيمى است كه
[١] ر. ك: الكشف عن مناهج الادلة، ابن رشد، ص ٩٢- ٩٣.
[٢] برائت، ٣٧.
[٣] بقره، ١٨٩.