آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٩ - درس صد و هشتم جهت و مكان
مىگويد: آيا سائلى هست كه او را عطا كنم؟ آيا آمرزش خواهى هست كه وى را بيامرزم؟ تا اينكه صبح طالع شود).
(وى روايات ديگرى نيز نظير اين روايت كه نزول خداوند را قائل است نقل كرده است).[١] ٢٢- به نقل از «ابن عباس» مىگويد:
«تفكّروا فى خلق اللّه و لا تفكّروا فى اللّه، فانّ بين كرسيّه الى السّماء ألف عام و اللّه عزّ و جلّ فوق ذلك.»
(در آفرينش خدا، بينديشيد و نه در خود او. كه بين تخت و كرسى او تا آسمان، يك هزار سال (راه) و خداى عز و جل فوق آن است.) ٢٣- از پيامبر (ص) روايت شده است:
«إنّ العبد لا تزول قدماه من بين يدي اللّه عزّ و جلّ حتّى يسأله عن عمله»
(قدمهاى بنده در مقابل خداى بر جاى خود ثابت است تا از عمل او سؤال شود).
٢٤- و نيز روايت شده:
«إنّ رجلا اتى النّبى (ص) بامة سوداء، فقال يا رسول اللّه! انّى اريد ان اعتقها فى كفّارة، فهل يجوز عتقها؟» فقال لها النّبىّ (ص): «أين اللّه؟» قالت:
«فى السّماء» قال: «فمن أنا؟» قالت: «أنت رسول اللّه». فقال رسول اللّه: «اعتقها فانّها مؤمنة.»
(مردى با كنيزى سياه به نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: «اى پيامبر (ص)! مىخواهم اين كنيز را به عنوان كفّاره آزاد كنم، آيا جايز است؟» پيامبر (ص) از كنيز پرسيد: «خدا كجاست؟» كنيز گفت: «در آسمان». پيامبر (ص) گفت: «من كيستم؟» كنيز گفت: «پيامبر خدا». آنگاه پيامبر (ص) گفت: «او را آزاد كن، چه اينكه او مؤمن است».
«اشعرى» مىگويد: «اين حديث، نمايانگر آن است كه خداوند بر عرش و تخت خود بر بالاى آسمان است».[٢] ٢٥- «ابو سعيد دارمى» در اين باره مىگويد: «اين گروه (معتزله) به زبان خود به اين آيات اقرار مىكنند، سپس ادعاى خود را با ادعايى ديگر نقض مىنمايند:
خدا در همه جا هست و هيچ جايى از او تهى نيست.» او سپس حديث كنيز سياه را نقل مىكند و مىگويد: «اين خود، دليلى است بر آن كه اگر او نمىدانست خداوند در
[١] الابانة، ص ٣٧- كتاب التوحيد و الصفات، ابن خزيمه، ص ١٢٦.
[٢] الابانة، ص ٣٩.