آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٨٠ - درس صد و بيست و چهارم آيات متشابه سورههاى يوسف، رعد، ابراهيم، حجر و نحل
راه خير و شر را، براى آدميان، عهدهدار است و به انسان امر كرده است كه راههاى خير و رستگارى را در پيش گيرد.
بنابراين بر خداست كه مطلق راه راست را نشان دهد. جز اينكه برخى از راهها كج است و آدميان را از پيمودن آنها نهى كرده است و به حكمت تكليف و آزمايش، آنان را بر گزينش و اختيار، قدرت داده است.
در مورد اينكه آيه مىگويد: اگر خدا مىخواست همه شما را هدايت مىكرد.» پيشتر گفتگو كردهايم و پيرامون آياتى مانند اين آيه سخن گفتهايم.[١]» ١٣٤- آيه ٣٥، سوره نحل: وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ.[٢]- مشركان گويند اگر خدا مىخواست هرگز نه ما و نه پدرانمان چيزى جز خداى يكتا نمىپرستيديم و بدون حكم خدا هيچچيزى را حرام نمىكرديم».
اشعرى، بدانچه خداى متعال از مشركان بازگو كرده است، (اجبار آنها به شرك) بنا به تصور خود و به جاى آنها، بر اثبات مذهب جبر، استدلال كرده است.
در اين زمينه ذيل شماره ١٢٣ گفتگو كرديم و گفتيم كه خداى متعال در آيهاى ديگر، مانند اين آيه، آنان را بر اين گمان نادرست تكذيب كرده و مىگويد:
ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ.[٣]- آنان را بدين گفته، علم و يقينى نيست. نيستند آنان مگر اينكه از روى گمان سخنى مىگويند.» انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ.[٤]- بنگر چگونه بر خود دروغ بستند و آنچه افتراء مىزدند از يادشان رفت».
١٣٥- آيه ٣٦، سوره نحل: وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ.- به يقين، در هر جامعهاى پيامبرى برانگيختيم كه (دعوت كند) خدا را بپرستيد و از پرستش طاغوت دورى گزينيد. از آنها كسى بود كه خدا او را هدايت كرد و كسى بود كه گمراهى بر او محقّق شد».
[١] ر. ك: شماره ١٠٣ و ١٠٩.
[٢] ر. ك: شماره ١٠٣ و ١٠٩.
[٣] زخرف، ٢٠.
[٤] انعام، ٢٤.