آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٤ - اينك نمونههايى از آيات سعادت و شقاوت
مىشود.
٤- وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا[١] (و [عيسى (ع) گفت:] خداوند مرا ستمكار و شقى قرار نداد.) اين آيه، سخن عيسى (ع) را بازگو مىكند كه مىگويد: «خدا مرا نسبت به مادرم نيكوكار خواسته و مرا زورگويى شقى و تيره نهاد قرار نداد».
«امام فخر رازى» مىگويد: «اين آيه نيز دليل بر اعتقاد ما است كه سعادت و شقاوت، فعل خداى متعال است و به هركس كه بخواهد ارزانى مىدارد، زيرا وقتى آيه توضيح مىدهد كه خدا «عيسى» را نيكوكار قرار داده و ستمگر قرار نداده است، مفهوم مخالف آن نيز درست است كه خدا فرد ديگرى را ستمگر قرار مىدهد و غير نيكوكار نسبت به مادرش، و اگر خداى متعال نسبت به هركس، چنين رفتار مىكند، اين موضوع، خاص عيسى (ع) نيست. ولى روشن است كه «عيسى (ع)» آن را در مقام تخصيص نقل مىكند».[٢] «امام مالك» مىگويد: «اين آيه پاسخى است سخت قاطع، به معتقدان «قدر» (منظور او معتزله و ديگر پيروان عدل [شيعه] و منكران جبر است).
«عيسى» (ع) از گذشته خود و آنچه تا به هنگام مرگ براى وى خواهد بود، خبر مىدهد».[٣] آرى پيروان جبر، اعم از متفلسف و «حشويه» بر اين باورند كه آدميان در انجام كارهاى خود بىاختيار و مجبورند و هيچ رأى و اراده و اختيارى از خود ندارند و بر حسب آنچه در ازل براى آنان فرض شده و مقدر گرديده، رفتار مىكنند.
ولى پيروان عدل و تنزيه [شيعه] بر اين باورند كه اين آيه نيز به شيوه ديگر آيات مانند آن، نمايانگر عنايت ويژه و فزونى الطاف الهى، نسبت به اولياى شايسته
[١] مريم، ٣٢.
[٢] تفسير كبير، فخر رازى، ج ٢١، ص ٢١٥.
[٣] تفسير قرطبى، ج ١١، ص ١٠٣.