آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٧ - درس صد و پنجم رؤيت
قوم سازش نخواهم كرد، تا اينكه رنگ سفيدى به رنگ سياهى قير بازگردد.
وى مىافزايد كه خداوند، مردم عرب را با همان زبان خودشان مورد خطاب قرار داده كه قابل فهم و درك است و وقتى ديدن خودش را به انجام امرى ممكن، موكول كرده است، مىدانيم كه ديدن خداوند با ديدگان ممكن است و محال نيست.
٤- از نظر «اشعرى»، آيه ٢٦ از سوره يونس: لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ (براى آنان كه نيكى كردهاند، پاداشى نيك و زياده بر آن است) نيز دليل ديگرى بر ادعاى مورد گفتگو است و به نقل از اهل تأويل مىگويد: «زيادتى كه در اين آيه وعده داده شد، ديدار خداى متعال است، همان گونه كه گفتهاند: خداى عزّ و جلّ، نعمتى برتر از ديدار خود، به اهل بهشت ارزانى نداشته است».[١] ٥- نيز آيه ٣٥ از سوره ق: لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ (آنان راست در بهشت، هر چه بخواهند و زياده بر آن، پيش ماست) دليل ديگرى به شمار مىآيد، چه منظور از «مزيد»، ديدار خداى عزّ و جلّ است.[٢] ٦- دليل ديگر، آيه ٤٤ از سوره احزاب است كه مىگويد: تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ (روزى كه او را ملاقات مىكنند، درود آنان سلام است) زيرا وقتى مؤمنان او را ملاقات كنند، ديدار لازمه آن است.
٧- وى مىگويد: «در همين زمينه است: آيه ١٥ از سوره مطففين:
[١] « ابن كثير» مىگويد:
« و افضل ما ينعم به اهل الجنة و اعلاه هو النظر الى وجهه الكريم».
اين حديث از« ابو بكر صديق»،« حذيفة بن يمان»،« عبد الله بن عباس»،« سعيد بن مسيب»،« عبد الرحمن بن ابى ليلى»،« عبد الرحمن بن سايط»،« مجاهد»،« عكرمه»،« عامر بن سعد»،« عطاء»،« ضحاك»،« حسن»،« قتاده»،« اسدى»،« محمد بن اسحاق» و ديگران اعم از پيشينيان و متأخران روايت شده است.( تفسير ابن كثير، ج ٢، ص ٤١٤) اين حديث در تفاسير ديگر از اين گونه، از جمله تفسير طبرى، ج ١١، ص ٧٣- ٧٥ و در تفاسير عرفانى، مانند: لطائف الاشارات قشيرى، ج ٣، ص ٩١ و خلاصه تفسير خواجه عبد الله انصارى از امام احمد ميبدى، ج ١، ص ٤٢٩ آمده است. خواجه در اين باره گفته است:« و شرط است كه ميزبان ديدار خود را از ميهمانان بازنگيرد».
[٢] « ابن كثير» مىگويد: در« صحيح مسلم» به نقل از« صهيب بن سنان رومى» آمده است كه منظور از« مزيد» نظر به رخسار خداوند كريم است.» و از« انس بن مالك» نقل شده كه گفته است:
« پروردگار عز و جل در هر روز جمعهاى در برابر آنان ظاهر مىشود( تفسير ابن كثير، ج ٤، ص ٢٢٨).