آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢١ - درس صد و پنجم رؤيت
نظريات اهل «عدل و تنزيه» در يگانگى خداوند، در اوج عظمت و والايى است. ملاك آنان گفته خداوند است كه: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ[١] (آن خداى يكتا را هيچ مثل و مانندى نيست) و آن را به زيباترين گونهاى تطبيق و تشريح كردهاند. اهل «عدل و تنزيه» با نظرياتى- كه براى خدا پيكر، رخسار، دست، چشم و جهت (فوقيت) قائل است و او را صاحب عرشى مىداند كه بر آن مستقر است و مىگويد: او با ديدهها ديده مىشود و آدم را به دست خود آفريده و ديگر گفتههاى اشاعره و پيروان آنان از «مشبّهه» و «كراميّه»- مبارزه كردهاند. «اهل عدل»، بر اين نظريات خط بطلان كشيدند و تجريد خدا را از ماديت، از روح قرآن درك كردند و آن را دقيق و به گونهاى گسترده تفسير نمودند و آنچه را كه مخالف با اين اصل است، تأويل نمودند. عقايد اينان، داراى ارتباطى منطقى است. وقتى خداى متعال نه ماده است و نه مركب از ماده، نه داراى دست است و نه چشم و صورت، زيرا اينها اجزاء يك كل به شمار مىآيد و خداى متعال كلّ مركّب از اجزاء نيست و اگر چنين باشد مادّه است- در اين صورت، چشمان ما كه مخلوقند او را درك نمىكنند و قدرت درك چيزى، غير از مادّه را ندارند و تنها آنچه را كه در جهت و محلّى وجود دارد، درك مىكنند. اينان با جرأت به راهنمايى خرد پيش رفتند و آنچه را عقل به آن رهنمون است، با شجاعت پذيرفتند. از سوى ديگر «اهل عدل» در برابر گفتههايى كه با برهان عقلى موافق بود، سر تسليم فرودآوردند و آنچه را كه با برهان عقلى سازگار نبود، با صراحت تمام تأويل كردند و تا هنگامى كه اطمينان داشتند آنچه مىگويند به راهنمايى عقل است، از نتايج آن هر چه باشد نهراسيدند. از نظر اينان بين آيات متشابه، حكميت با عقل است و در احاديث نيز حكم عقل، شايسته پيروى است و اگر حديثى با عقل سازگار نباشد و نتوان آن را تأويل كرد، نادرستى آن مسلم است.[٢] ملاك اينان در تأويل متشابهات، محكمات عقلى و نقلى است و متشابه را به حساب حفظ و تثبيت محكم، تأويل مىكردند.
برعكس «اشاعره» كه محكم را براى حفظ و تثبيت ظاهر متشابه تأويل مىنمودند.
[١] شورى، ١١.
[٢] ر. ك: ضحى الاسلام، احمد امين، ج ٣، ص ٦٨- ٦٩.