آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦١٠ - ١ - خطاى آدم(ع)
جهانيان پا به بيرون ننهاده است.
٤- درباره وسوسه شيطان بايد گفت كه شيطان بدون سلطه بر آدم و حوا نمىتواند آن دو را فريب دهد. حال آنكه آيه ٤٢ سوره حجر، تأثير شيطان را بر پيامبران نفى مىكند. شيطان بر پيامبران هيچگونه تأثير و نفوذى ندارد، زيرا اغواى آنان به انجام معصيت نسبت به خدا ممكن نيست، ولى برپايى موانع در راه آنان و به رنج افكندن آنان، در آيه منتفى نيست، همان گونه كه در آيه ٤١ سوره ص به امكان آن تصريح شده است:
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ.
اى رسول ما ياد كن از بنده ما ايوب، هنگامى كه به درگاه خدا عرض كرد: پروردگارا شيطان مرا سخت، رنج و عذاب رسانيده (تو از كرم خود نجاتم بخش).) ٥- جمله فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً[١] (و ما با آدم عهدى بستيم (كه از فريب شيطان نخورد) و در آن عهد، او را استوار و ثابت قدم نيافتيم). بدين معنى است كه وى از سفارش پيمان ما- مبنى بر آنكه بدان درخت نزديك نشود و از پايدارى بر اين پيمان- غافل ماند.
واژه «فغوى» به معنى آن است كه حظّ و بهره او از ميان رفت و گم شد و از زندگى گوارا و پرآسايش محروم گرديد اين واژه در اين شعر نيز به همين معنى به كار رفته است:
|
فمن يلق خيرا يحمد الناس امره |
و من يغو لا يعدم على الفىّ لائما |
|
آنكه خير و بهرهاى بدست آورد، مردم از كارش، ستايش مىكنند و آنكه حظ و بهرهاى را از دست دهد، بر اين محروميت، سرزنش او منتفى نيست.» «ظلمنا انفسنا» يعنى خود را از حظ و بهرهاى كه داشتيم محروم كرديم.
«فتاب عليه» يعنى عنايت و الطاف نخستين- كه به سبب ترك اولى، بعيد نبود از آن محروم شود- او را در برگرفت.
بيرون راندن «آدم» از بهشت، شايد براى مصلحتى است كه مورد اراده خداى تعالى بوده است آن مصلحت، با بيرون راندن «آدم» از بهشت بدست آمد، زيرا خداى
[١] طه، ١١٥.