آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣٥ - موسى(ع) و پديده خشم و خشونت
آيا رفتارى اين چنين از «موسى» ناشى از شدت خشم و شتاب در كارى نيست كه چه بسا سرانجامى ناگوار داشته باشد؟
پاسخ: اين بازگشت و دگرگونى شگفت قوم موسى كه در غياب چهل روزه موسى در بين بنى اسرائيل رخ داد، خشمى بيش از اين را ايجاب مىكرده است. به ويژه از شخصيتى مانند «موسى» كه در راه خدا بسيار غفور بود. او مىديد كه ثمره همه كوششهاى او در زمانى كوتاه نابود شده است و به همين جهت، نااميدى بر وى غالب آمد و حميت خدايى او را بر انتقامى سريع از مردم لجوج برانگيخت. خود بنابراين، بر آن شد كه عوامل اين تحول عظيم و غير منتظره قوم را روشن كند و بر آن ايادى- كه در گمراهى قوم او و تشويق آنان به پرستش گوساله دخيل بودهاند- دست يابد.
بنابراين، در وهله نخست و پيش از هر چيز به برادر خود توجه كرد كه او را به جانشينى خود بر قومش گمارده بود تا مراقبت و مسئوليت رهبرى حكيمانه آنان را بر عهده داشته باشد، و به او گفته بود كه تو جانشينم در قوم من باش و كارهاى آنان را اصلاح كن و از راه مفسدان پيروى مكن: وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ.[١] موسى پنداشت كه هارون در امور مردم سستى كرده و آن مراقبت سختى را كه بايد انجام مىداد، به كار نبرده است، در نتيجه آنان گمراه شدهاند. اين وظيفه هر رهبرى است كه وقتى احساس كند در راهبرى قوم او اشكالى رخ داده است، كسى را كه در اين كار مسئوليت داده به محاكمه كشد، اگر مىبيند كه او در انجام وظايف خود كوتاهى كرده و مسامحه نموده است او را مجازات نمايد. همين نكته است كه موسى را بر آن داشت نخست برادرش را كه سرپرست قوم او بوده است سرزنش كند، سر و ريش او را بگيرد و بكشد تا در مقابل تسامح و سهلانگارى او در كار مردم، واكنشى مناسب نشان داده باشد. اگر چه هارون سكوت خود را در برابر گمراهى مردم و پرستش گوساله توجيه كرد و عذر خود را برشمرد، ولى توجيه او به گونهاى نبوده است كه او را كاملا تبرئه كند. به همين دليل است كه موسى براى خود و برادرش از
[١] اعراف، ١٤٢.