آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٩ - درس صد و سى و سوم احباط، تكفير و موازنه
«معتزله» بر آنند كه عمل كردن به اركان شرط ايمان است[١] و فروع احكام اسلامى را قيدى براى ثبوت اصول آن مىدانند و آنچه مشروط و مقيد به چيزى است، با نبودن آن شرط و قيد، منتفى مىشود (به گفته قاضى) زيرا، مسلمانان بر اين سخن متفق هستند كه دو ركعت نماز فجر، جزء دين است و وقتى مسلم است كه آن، جزايى از دين به شمار مىآيد، مسلم است كه جزء ايمان نيز هست، زيرا دين و ايمان يكى است.
ما بر آنيم كه ايمان عبارت از تصديق به قلب و اقرار به زبان است. ولى عمل به طاعتها و پرهيز از گناهان، از آثار ايمان است كه اين آثار- در صورت توجه به ايمان، بر آن مترتب است و بر حسب اختلاف درجات ايمان از نظر قوت و ضعف- گوناگون مىباشد. همانند خرد آدميان داراى مراتب متفاوت است و بر طبق درجه عقل از نظر كمال، در متعادل بودن انسان و كردار او و پرهيز از زشتيها مؤثر است و همان گونه كه درست نيست بگوئيم: هر انجامدهنده كار زشت، مطلقا بىخرد است، نفى ايمان از انجامدهنده گناه نيز درست نمىباشد، تا هنگامى كه گناهش از كفر و انكار سرچشمه نگيرد.
به همين جهت است كه فرد فاسق، به ايمان خود پابرجا است و ايمان است كه او را به توبه و درخواست آمرزش مىخواند و اگر ايمان وى نباشد، او توبه نمىكند و به ثواب دست نمىيابد. البته اگر فرد انجامدهنده گناه كبيره، حرمت آن را نپذيرد، به گونهاى كه به انكار گفته پيامبر (ص) و پيامبرى او بينجامد، او مرتد از ايمان و در حدّ كفر است. و چنين كسى، ريسمان استوار خدا را كه بندگان مؤمنش بدان چنگ زدهاند، پاره كرده و ديگر پيوندى با خدا ندارد تا او را با خدا پيوند دهد، مگر آنكه به دژ استوار ايمان بازگردد.
[١] ايمان از نظر« ابو على» و« ابو هاشم» عبارت است از انجام واجبات، منهاى مستحبات و دورى از كارهاى زشت، و از نظر« ابو الهذيل» عبارت است از انجام واجبات و مستحبات و دورى از زشتيها كه« قاضى»، همين نظر را برگزيده است- شرح الاصول الخمسة، ص ٧٠٧- ٧٠٨.