آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٧ - درس صد و سى و سوم احباط، تكفير و موازنه
انجامدهنده گناه كبيره قطع مىشود، زيرا او به سبب ايمان خود شايسته پاداش نيكو است و ادامه عذاب از نظر خردمندان، قبيح است».
«علامه حلّى» در «شرح تجريد الاعتقاد» نيز بر آن است كه عقاب انجام دهندگان گناهان كبيره قطع مىشود و بر اين اعتقاد، به دو دليل استدلال مىكند: نخست فرد انجامدهنده گناه كبيره، به دليل ايمان خود، شايسته ثواب هميشگى است، به استناد فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ. هركس مثقال ذرهاى نيكى كند، پاداش آن را خواهد ديد.» و ايمان بزرگترين اعمال خداست. پس اگر چنين كسى، به علت انجام گناه، سزاوار عقاب باشد، از دو حال بيرون نيست كه ثواب بر عقاب مقدم باشد و يا عقاب بر ثواب. فرض او به اجماع، درست نيست، زيرا ثواب ايمان هميشگى است و عقاب به دنبال ثواب موجب قطع ثواب است و در فرض دوم، مطلوب حاصل است، زيرا لازمه تقدم عقاب بر ثواب، قطع شدن عقاب است. فرض ديگر جمع بين اين دو است كه محال مىباشد.
دوم آنكه لازمه ادامه عقاب نسبت به كسى كه در سراسر زندگانى خود، خدا را بندگى كرده است و با حفظ ايمان گناهى انجام داده، اين است كه همانند فردى كه در سراسر زندگانى خود، به خدا شرك ورزيده است در آتش جاودانه بماند كه به علت قبح آن در نظر خردمندان، محال است.[١] ٤- آيا «احباط»، عمل ناشايستى است كه به دنبال عمل شايسته انجام مىگيرد، و عمل شايسته را از بين مىبرد؟
اين سخن، بدين معنى است آن عمل را كه به گونه صحيح انجام شده است، از همان لحظه دگرگون و فاسد مىكند؟ يا مقصود از آن، ابطال اثر عمل پيشين در آينده است و آثار مترتب بر آن عمل (به فرض عدم احباط) مانند ثواب و غير آن، از بين مىرود؟
[١] شرح التجريد، مسئله ٨، ص ٢٣٣.