آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٤ - حشويه
«گروهى از آنان شكاك و تبريه ناميده مىشوند و اصحاب حديثند. «سفيان بن سعيد ثورى»، «شريك بن عبد اللّه»، «ابن ابى ليلى»، «محمد بن ادريس شافعى»، «مالك بن انس» و مانند اينان از اهل حشو. گروهى بزرگ از اينانند كه به «حشويه» معروفند» و در نسخهاى ديگر افزوده شده است: «زيرا اينان به كلام حشو و زايد سخن مىگفتند.»[١] «امير «ابو سعيد نشوان حميرى» (متوفى به سال ٥٧٣ ه. ق.) مىگويد:
«اينان حشويه ناميد شدهاند، زيرا احاديثى را كه پايه و اساس ندارد، در احاديث روايت شده آوردهاند و همه آنان به جبر و تشبيه معتقدند و خداوند را به نفس و دست و گوش و چشم توصيف مىكنند، و مىگويند: هريك از علما موثق كه خبر مسندى را از پيامبر (ص) نقل كند، حجّت و معتبر است[٢]، به اين معنى كه به راويان واسطههاى نقل خبر كه در سند آمدهاند، توجهى ندارند.
«شهرستانى» گفته است: «گروهى از اصحاب حديث (حشويه) مانند «مضر» و «كهمس» و «احمد هجيمى» و ديگران از اين گروه، به تشبيه معتقدند و از «محمد بن عيسى» نقل شده است كه اينان تماس و مصافحه و دست دادن با پروردگار را ممكن و جايز مىدانند و بر آنند كه اگر مسلمانان تا سرحد اخلاص و اتحاد محض، به رياضت و كوشش روى آورند، در دنيا و آخرت با خداوند روبوسى خواهند كرد.
«كعبى» از برخى آنان نقل مىكند كه ديدن خداوند را در دنيا ممكن مىدانند و معتقدند، او را مىبينند و او آنان را زيارت مىكند. از «داود جورابى» نقل شده كه گفته است: «مرا از فرج و لحيه معاف داريد و جز اينها را از من بپرسيد، معبود من جسم، گوشت، خون و داراى اعضا و اندام است و با اين وجود، جسم است نه همانند اجسام، گوشت است نه همچون گوشتها و خون است نه مانند خونها و اين چنين است در ديگر صفات. او همانند هيچ آفريدهاى نيست و هيچچيز بدو مانند نمىباشد». او مىافزايد: «وى از سر تا سينه خالى و تهى و ديگر اندام او پر و فشرده و داراى موى
[١] المقالات و الفرق، ص ٦، شماره ١٨، فرق، نوبختى، ص ٧.
[٢] الحور العين فى الملل و النحل، ص ٣٤١، چاپ مصر ١٩٤٨ م- لغتنامه دهخدا.