آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٨ - درس صد و هفدهم حل شبهههاى جبرگرايان
كتاب و حكمت را به آنان بياموزد و آنان را پاك و تزكيه كند كه تويى عزيز حكيم.» همان گونه كه مدلول آيه نشان مىدهد، دعا و تضرعى به درگاه خداى متعال است كه آنان را مورد لطف و كمك و تأييد خاص خود قرار دهد، نه اينكه اسلام را به قهر در آنان پديد آورد و پذيرش دين برايشان، جبرى باشد، آن گونه كه «اشعرى» تصور كرده است! ١٨- وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً[١] (رأفت و رحمت را در دلهاى آنان كه از او (مسيح) پيروى مىكنند، به وديعت نهاديم.» اين آيه نيز همانند آيه پيشين، تعبير از لطف و عنايت خدا نسبت به پيروان مسيح است، به پاداش صبر و ايستادگى بر سر پيمانى كه با خدا داشتند. همان گونه كه خداوند خود گفته است: إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ* نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ.[٢] (بىشك آنان كه گفتند پروردگار ما خداست و بر اين گفته پايدارى كردند، فرشتگان بر آنان فرودآيد كه نترسيد و اندوهگين نباشيد. و شما را به بهشتى بشارت باد كه به شما وعده داده شده است. مائيم دوستان شما در زندگانى دنيا و دنياى ديگر».
١٩- وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى.[٣] (و خداوند است كه بندگان را شاد و خندان و غمين و گريان گرداند.) اين آيه كنايه است از سرچشمه و عوامل شادى و سرور و اندوه و غم.
آيات پس از آن بر اين نكته، دليل است: وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى* وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى. (و اوست آنكه ميرانده و حيات بخشيده است و اوست آنكه بىنيازى كرده و سرمايه (هر سعادت) بخشيد. و اوست آنكه قوم عاد را در اول نابود كرد و قوم ثمود را هيچ باقى نگذاشت.) اگر بر حسب ظاهر لفظ بخواهيم بگوييم: خدا خنده و گريه را مىآفريند، با آيات پيش از آن ناسازگار است كه مىگويد: وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى* وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى.[٤] (براى آدمى جز آنچه به سعى (و عمل) خود انجام داده [ثواب و جزايى] نخواهد بود؟ و البته انسان پاداش سعى و عمل خود را [در دنيا و
[١] حديد، ٢٧.
[٢] فصّلت، ٣٠- ٣١.
[٣] نجم، ٤٣.
[٤] نجم، ٣٩- ٤٢.