آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٦ - درس صد و ششم تأويل آيات مورد استشهاد اشعرى
مگر اينكه سخن خداى متعال را بشنوند. موسى (ع) هفتاد تن از آنان را برگزيد كه تا ميقات او را همراهى كنند و چون خداى متعال با او سخن گفت و آنان نيز سخن خدا را شنيدند، همچنان از تصديق موسى (ع) سرباز زدند، مگر اينكه خدا را ببينند كه با موسى (ع) سخن مىگويد. با اين وصف، موسى را از موضع پيامبرى، در برابر پروردگارش و مسئوليت او در رسالت خدا براى بنى اسرائيل در تنگنا گذاشتند.
روايت شده است كه موسى (ع) توانايى سخن گفتن پيرامون رؤيت نداشت، زيرا مىدانست كه چنين امرى محال است، ولى وضعيتى بدان شكل، او را در تنگنا قرار داده بود و بنابراين او گفت: «پروردگارا! تو گفتار بنى اسرائيل را شنيدى و تو به صلاح آنان داناترى». در اين هنگام خداوند به او وحى كرد: «اى موسى! آنچه از تو خواستهاند از من بخواه كه من به علت نادانى آنان، تو را مؤاخذه نخواهم كرد». سپس موسى (ع) بر اظهار اين پرسش جرأت كرد. دليل بر اين، آيه ١٥٣ از سوره نساء است كه مىگويد:
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ.
اهل كتاب از تو مىخواهند كه براى آنان، نامهاى از آسمان فرودآورى. اينان از موسى بزرگتر از اين را خواستند و گفتند: خدا را آشكارا به ما بنما كه بدين ستمشان صاعقهاى آنان را فرا گرفت.
پيامد اين مسئله متوجه بنى اسرائيل است، چه آنان بودند كه از موسى (ع) خواستند كه خدا را آشكارا به آنان نشان دهد و او را در تنگنا گذاشتند تا اينكه خواسته آنان را از خدا بخواهد.
اين موضوع در آيه ٥٥ از سوره بقره تصريح شده كه مىگويد:
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ.
به هنگامى كه گفتيد: اى موسى! هرگز به تو ايمان نمىآوريم تا اينكه خدا را آشكارا ببينيم، آنگاه صاعقه شما را فرا گرفت، در حالى كه مىنگريستيد.
و مؤيد مضمون روايت است كه كسانى كه از موسى اين پرسش را نمودند،