شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨٤ - رابطه ميل با خط اعتدال
موجود است، مىتوان اضافهاى بين زاويه حادّه و آن، در نظر گرفت؛ و اين اضافه را در تعريف حادّه اخذ نمود و گفت: زاويه حادّه آن است كه از زاويهاى كه بالقوه موجود است اصغر باشد.
پس، قوّه از آن جهت كه قوّه است خود يك موجود بالفعل است. البته، اين مطلب جاى مناقشه دارد لكن، اكنون درصدد تقرير فرمايش جناب شيخ، هستيم و در جاى مناسب به مناقشه آن اشاره خواهيم كرد.
اما، اينكه ما شرط مىكنيم بالقوه بودنِ آن، فعليّت داشته باشد؛ از آن رو است كه در برخى موارد بالقوّه بودن آن نيز بالقوه است! و آن جايى است كه چيزى «بالقوة البعيدة من الفعل» باشد؛ آنگاه، بالفعل قوّه قريبه شود. به طور مثال، قوّه قريبه براى پيدايش انسان، در غذا بالقوّه است. زيرا، غذا گرچه مىتواند انسان شود؛ اما، قوّه قريبهاش اكنون فعليت ندارد. وقتى غذا در بدن انسانى هضم شد و به صورت منى درآمد، آنگاه، «بالقوة القريبه»، انسان مىشود. ولى تا غذا به مادّه مَنَوى تبديل نشده است همچنان «بالقوة البعيده» باقى خواهد بود. در نتيجه، بالقوه بودنش هم هنوز فعليت نيافته است. بنابراين، قوّه قريبه غذا هم ـ بالقوّه است و وقتى تبديل به منى شد قوّه قريبهاش بالفعل مىگردد، و آنگاه فعليّت مىيابد كه به انسان تبديل شود.
فَإِذَنْ اَلحادَّةُ تُحَدُّ بِقائِمَة لا بِالْفِعْلِ مُطْلَقاً، بَلْ بِالْقُوةِ. فَلا تُحَدُّ بِنَظير لَها[١]وَلا أَيْضاً بِما لَيْسَ لَهُ حُصُولٌ. فَإِنَّ الْمَحْدُودَ بِهِ قائِمٌ بِالْقُوَّةِ، وَذلِكَ لَهُ مِنْ حَيْثُ هُوَ كَذلِكَ حُصُولٌ بِالْفِعْلِ، وَبِالْحَرِىِّ أَنْ عُرِّفَتِ الْحادَّةُ وَالْمُنْفَرِجَةُ بِالْقائِمَةِ، فِإِنَّ الْقائِمَةَ تَتَحَقَّقُ مِنَ الْمُساواةِ وَالْمُماثَلَةِ وَالْوَحْدانِيَّةِ، وَتانِكَ تَتَحَقَّقانِ مِنَ الْخُروجِ عَنِ الْمُساواةِ. وَأَمَّا الْقائِمَةُ فَتَتَحَقَّقُ بِذاتِها. وَلَقَدْ كانَ يُمْكِنُ أَنْ يُقالَ: إِنَّ الْحادَّةَ أَصْغَرُ زاوِيَتَيْنِ مُخْتَلِفَتَيْنِ تَحْدُثانِ مِنْ قِيامِ خَطٍّ عَلى خَطٍّ، وَالْمُنْفَرِجَةُ أَعْظَمُهُما، وَكانَ حينَئِذ إذا حُقِّقَ فَقَدْ أُشيرَ اِلَى الْقائِمَةِ، لاَِنَّ الاَْكْبَرَ هُوَ الَّذي يَكُونُ مِثْلا
[١] در برخى نسخهها «بنظيرتها» دارد كه بهتر است.