شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٥ - بررسى احتمال سوّم و چهارم
و قسم ديگر (قسم چهارم) اين است كه فرض وجود يكى از آندو در خارج، مستلزم وجود ديگرى است يا در خارج يا در عقل!
بررسى احتمال سوم: «فالاوّل منهما صحيح». احتمال سوّم، صحيح است. زيرا، هر كدام از علت و معلول را كه فرض كنيد در خارج وجود پيدا كند؛ و علم ما بدان تعلّق مىگيرد، پى مىبريم به اينكه آن ديگرى هم وجود دارد. به طور مثال، اگر علّت وجود دارد و ما آنرا به وصف عليّت شناختيم، خواهيم دانست كه معلولِ آن نيز وجود دارد. و هرگاه دانستيم معلول وجود دارد و آن را به وصف معلوليّت شناختيم خواهيم دانست كه علّت آن نيز وجود دارد. البته، اين معناى صحيحى است.
فرق علّت و معلول در احتمال سوّم: ميان علّت و معلول در اين فرض، فرقى وجود دارد و آن، همان فرق ميان برهان «اِن» و «لم» است. يعنى اگر علّت را شناختيم به طور «لمّى» مىتوانيم به معلول، علم يقينى پيدا كنيم. امّا، اگر معلول را شناختيم، همه جا مستلزم علم يقينى به وجود علّت خاصّ نيست. آرى، مىتوان دانست كه «علّةٌ مّا» وجود دارد. مگر آنكه علّت، منحصره باشد.
بررسى احتمال چهارم: در احتمال چهارم اگر اينگونه گفته شود كه وقتى معلول در خارج وجود دارد، عقل شهادت مىدهد كه براى آن، يك علّت وجودى هست، كه آن غير از وجود معلول است. به عبارت ديگر وقتى وجود خارجى معلول را فرض كرديم، عقل حكم مىكند به اينكه بايد علتش وجود داشته باشد و با وجود مستقل خود، مستند وجود معلول قرار گيرد. و چه بسا علم به وجود علّت، بعد از معلول در عقل انسان حاصل شود. بدان معنا كه نخست معلولى در خارج وجود يابد، آنگاه از معلول، علمى براى انسان حاصل شود. در نتيجه، نخست علم به معلول در ذهن حاصل شود با آنكه هنوز علم به علّت در ذهن نيامده است. يعنى در يك زمانى علم به وجود معلول هست در حاليكه هنوز علم به وجود علّت نيست. بنابراين،