شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢ - سبب هايى كه در تحقق عَرَض در موضوعى خاصّ، نقش دارند
سبب نخستين يا سبب دوّم و يا مجموع آنها، امورى خارج از طبيعت عَرَض مىباشند. به طور مثال براى اينكه رنگ سفيد تحقق يابد نه احتياج دارد به آن سببى كه آن را در موضوع نخستين بوجود آورد و نه احتياج به زوال آن دارد و نه احتياج به سببى دارد كه آن را در موضوع دوّم بوجود آورد. براى آنكه سفيدى، سفيدى باشد احتياج به هيچكدام از آن اسباب نداشته و نخواهد داشت.
وجود بياض در موضوع نخستين، يك سبب داشت؛ امّا، وجود آن در موضوع دوّم احتياج به دو سبب دارد:
الف ـ زوال سبب اوّل؛
ب ـ وجود سبب دوّم؛
ولى هيچيك از ايندو، علّت بياض بودنِ بياض نيستند؛ تنها علّتِ وجودِ بياض در اين موضوع خاص مىباشند. بنابراين، بايد بياض به گونهاى باشد كه ذاتاً تعلّقى به موضوع نداشته باشد. ذاتش، ذاتى باشد مستقلّ از موضوع كه گاهى اين سبب بر آن عارض مىشود و وجودش را در اين موضوع ايجاب مىكند و گاهى سبب ديگرى عارض آن مىشود، يعنى سبب اوّل از بين مىرود و سبب دوّم بوجود مىآيد كه آنرا در جاى ديگر ايجاب مىكند. امّا، به هر حال ذاتِ عرض به هيچكدام از آن دو سبب، نيازمند نيست. از اين رو، براى تحقق يافتن ذاتش و براى اينكه به طور مثال، وجودِ چنين رنگى تحقق يابد احتياج به آن سبب يا اين سبب نخواهد داشت. پس احتياج به آن اسباب براى چيست؟
احتياج به اسباب براى آن است كه تخصّص به اين موضوع يا آن موضوع پيدا كند. احتياج به اسباب براى آن نيست كه «بياض»، بياض شود و يا وجود يابد. اگر بياض در ذات خود بىنياز از سبب است؛ پس اين ذات يك ذاتِ مستقل و قائم به ذات است. بنابراين، سفيدى خاصّى كه در اينجا وجود