شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨ - استدلال بر عَرَضيّت كيفيات محسوسه
مىشود. و مىگفتند حرارت عرض است و قابل انتقال نيست. همچنين درباره گرم شدن اشياء سخنانى از روى تمحّل و تكلّف مىگفتند. به طور مثال، مىگفتند وقتى چيزى در برابر نور خورشيد قرار مىگيرد يا بر روى آتش قرار مىگيرد شرط تحقّق يك كيفيّت در آن پديد مىآيد. يعنى مجاورت يا آتش يا مقابله با خورشيد شرط تحقّق يك كيفيّت در آن شىء است.
بنابراين، چنين نيست كه حرارت از خورشيد يا آتش به جسم منتقل شود. زيرا، حرارت عرض است؛ و انتقال عرض محال است. از اين رو، حرارت از شيئى به شىء ديگر منتقل نمىشود. بلكه در اثر مقارنتى كه يك شىء با آتش پيدا مىكند، كيفيتى شبيه كيفيت آتش، در آن شىء هم پديد مىآيد.
امّا، امروزه اين مطلب قطعيت يافته كه حرارت يك امر عينى است كه از ديدگاه فلسفى «جوهر» قلمداد مىگردد. لكن، بحث درباره برخى از اقسام كيف محسوس همچون رنگها، همچنان مطرح است كه آيا رنگها واقعاً از جمله جواهرند يا از قبيل اعراضاند.
عمده بحثى را كه مصنف در اين فصل دنبال مىكند، درباره همين مسئله است كه كيفيات محسوس همه عرض مىباشند؛ و از قبيل جوهر نيستند. جناب شيخ، وجود اينگونه از كيفيات را «مفروغ عنه» مىانگارد؛ امّا، بحث درباره ماهيّت آنها را كه جوهرند يا عرض، پى مىگيرد.
استدلال بر عَرَضيّت كيفيات محسوسه
مصنف معتقد است كه كيفيات محسوسه، عرضاند و جوهريت آنها را محال مىداند. براى اثبات عَرَضيّت آنها، در آغاز به يك بيان سادهاى اشاره مىكند كه برخى براى عرض بودن رنگها بدان استدلال كردهاند. به عقيده اينان، هرگاه جسمى را كه به طور مثال داراى رنگ سياه باشد در برابر