شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - بررسى « اين همانى» مقدار بياض و مقدار جسم يا تغاير عددى آنها
داخل در پارچه و لباس مىشود، و اين، بدان معنا است كه پارچه، خُلَل و فُرَجى داشته، و آب آنها را پر كرده است. بنابراين، نمىتوان گفت بياضى كه خودش مقدارى غير از مقدار جسم دارد، در جسم داخل شده است. زيرا، لازمهاش آن است كه دو مقدار يا دو شىء حجم دار كه حجمشان غير از هم است در يكديگر فرو روند. و اين امر، (تداخل ابعاد) محال است.
امّا، اگر بگوييد مقدارى كه به بياض نسبت مىدهيم همان مقدارى است كه به جسم نسبت مىدهيم، در اين صورت، غير از مقدار جسم مقدار ديگرى در بين نيست. ولى شما مقدارى را به بياض نسبت مىدهيد و مىگوييد اين بياضْ مقدار دارد و مقدارش از نظر عدد ـ يعنى از نظر شخصِ آن مقدار ـ غير از مقدار جسمى است كه بياض در آن است.
حال، آيا مقدار بياض با مقدار جسم، تغاير عددى دارد يا آنها عين هم هستند؟
بررسى «اين همانى» مقدار بياض و مقدار جسم يا تغاير عددى آنها
اگر مقدار بياض و مقدار جسم دو مقدار باشند و تغاير عددى داشته باشند، لازمهاش آن است كه وقتى اينبياض در اجسام سريان دارد و هنوز از آنها مفارقت نكرده، تداخل در ابعاد پديد آيد در حالى كه تداخل در ابعاد باطل است. و در طبيعيات بطلان آن به اثبات رسيده است.
و اگر بگوييد مقدارى كه به بياض نسبت مىدهيم، همان مقدار جسم است بازگشتش به اين است كه بياض،عَرَضى باشد حالّ در جسم. زيرا، مقدار بياض و مقدار جسم از نظر شخص و عدد، يكى هستند. در نتيجه، اينكه مقدار را به دو شىء نسبت مىدهيد معنا و مفهومش آن است كه مقدار اصالتاً از آنِ جوهرِ جسمانى است و بالعرض به عَرَض نسبت داده مىشود. بنابراين، بازگشت اين فرض به آن است كه بياضى را كه شما جوهرش