شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٩ - حلّ شبهه معيّت علت و معلول، در عين تقدم علّت
ممكنالوجود و العدم بود. اكنون آنرا متحقق العدم انگاشتهايم، در اين صورت، در آغاز كه نسبتش به وجود و عدم يكسان بود، وقتى عدم آن رجحان پيدا كرد، بايد اين رجحانِ عدم، مستند به رجحان «عدم العلّه» باشد. يعنى همانگونه كه اثبات آن مستند به اثبات العلة است رفعِ آن نيز مستند به رفع العلّة خواهد بود.
هم در مقام ثبوت نفسالامرى، وجود معلول، مستند به وجود علّت است و عدم آن مستند به عدم علّت است. و هم در مقام عقل و درك ما، عدم معلول كاشف از عدمالعلّة است چنانكه وجود آن نيز كاشفِ وجود العلّة است.
جملهاى كه مصنف در پايان اين قسمت آورده: «و رفع المعلول دليل رفع ذلك...» ناظر است به فرضهايى كه مربوط به ملازمه در عالم عقل و اثبات ذهنى است.
فَنَرْجِعُ اِلى حِيْثُ فارَقْناهُ، فَنَقُوْلُ في حَلِّ الشُبْهَةِ: اِنَّهُ لَيْسَتِ الْمَعِيَّةُ هِيَ الَّتي اَوْجَبَتْ لاَِحَدِهِما اَلْعِلِّيَّةَ، حَتّى يَكُوْنَ لَيْسَ اَحَدُهُما اَوْلى بِالْعِلِّيَةِ مِنَ الاْخَرِ لاَِنَّهُما فِي الْمَعِيَّةِ سَواءٌ، بَلْ اِنَّما اِخْتَلَفا لاَِنَّ اَحَدَهُما فَرَضْناهُ اَنَّهُ لَمْ يَجِبْ وُجُودُهُ بِالاْخَرِ، بَلْ مَعَ الاْخَرِ:وَالثّاني فَرَضْناهُ اَنَّهُ كَما اَنَّ وُجُوْدَهُ مَعَ وُجُوْدِ الاْخَرِ فَكَذلِكَ هُوَ بِالاْخَرِ.
حلّ شبهه معيّت علت و معلول، در عين تقدم علّت
آنچه تاكنون گفته شد، مقدّمات حلّ شبهه بود، در اين مجال به اصل بحث برمىگرديم تا شبهه را به طور مناسب حلّ كنيم. درست است كه ما «معيّت» و «مقارنت» وجود علّت و معلول را در ظرفِ زمان يا در ظرف دهر ـ بر حسب نحوه وجود آندو ـ مىپذيريم، امّا، اين معيّت در حيثيت و جهتى غير از جهت تقدّم است. معيّت به يك لحاظ است و تقدم به لحاظ ديگر است. لازمه معيّت در زمان آن نيست كه علّت و معلول از همه حيثيّات معيّت