شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٦ - اطلاقات « جزء»
اطلاقات «جزء»
گاهى «جزء»، در مورد چيزهايى بكار مىرود كه قابل عَدّ و شمارش مىباشند. و گاهى آنرا در جايى بكار مىبرند كه دو چيز يا چند چيز را با هم لحاظ كنند هرچند كه عادّى نداشته باشند و از يك جنس نباشند. وگاهى اختصاصاً اسم «بعض» را در مورد آن بكار مىبرند.
همچنين جزء در مورد بخشى از مجموعهاى بكار مىرود كه از نظر وجودْ قابل تفكيك و تقسيم است (نه از نظر كميّت) مانند نفس و بدن براى حيوان. چه اينكه حيوان يك موجود است كه در اصلِ وجود خود به روح و بدن تقسيم مىشود نه از لحاظ كمّيت. همچنين جسم كه مركّب از هيولا و صورت است؛ امّا نه آنسان كه مثلا نصف طرف راست آن، هيولا و طرف چپ آن، صورت باشد؛ بلكه كلّ وجود آن منقسم مىشود به هيولا و صورت! به طور كلّى، هر نوع تركيبى كه از مبادى گوناگون حاصل مىشود، يكى از آنها را «جزء» و مجموعِ آنها را «كل» مىگويند.[١]
* * * * *
[١] فايده چندانى بر اين مباحث لفظى مترتب نبود جز اينكه با پرداختن به آنها با عبارات شيخ آشنايى بيشتر حاصل شود.