شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧٤ - غير قابل حمل بودن مفهوم جسميّت به معناى « بشرط لائى»
عضو: جوهريت و اقطار ثلاثة را بالضرورة داشته باشد و بتواند اعضاى ديگرى را عضو مجموعه خود سازد. به طور مثال اگر تغذّى، يا حسّ، يا حركت، يا نطق، و يا هر مفهوم ذاتى ديگرى فرض شود، آن هم بتواند داخل در مفهوم همين مجموعه شود، نه اينكه بگوئيم مجموعه بيشتر از اين دو عضو را ندارد. به گونهاى كه هر چيز ديگرى را با آن لحاظ كنيم، ضميمهاى باشد از بيرون! اينگونه نباشد، بلكه پرونده مجموعه باز باشد، كه اگر اينچنين باشد مفهومى (جسمى) كه لحاظ كردهايم، جنس خواهد بود.
فَالْجِسْمُ بِالْمَعْنىَ الاَْوَّلِ اِذْ هُوَ جُزْءٌ مِنَ الْجَوْهَرِ الْمُرَكَّبِ مِنَ الْجِسْمِ وَالصُّوْرَةِ الَّتي بَعْدَ الْجِسْمِيَّةِ الَّتي بِمَعْنىَ الْمادَّةِ فَلَيْسَ بِمَحْمُول،[١] لاَِنَّ تِلْكَ الْجُمْلَةَ لَيْسَتْ بِمُجَرَّدِ جَوْهَر ذي طوُل وَعَرْض وَعُمْق فَقَطُّ. وَاَمّا هذا الثّاني فَاِنَّهُ مَحْمُولٌ عَلى كُلِّ مُجْتَمَع مِنْ مادَّة وَصُورَة، واحِدَةً كانَتْ اَوْ اَلفاً،[٢] وَفيها الاَْقْطارُ الثَّلاثَةِ، فَهُوَ اِذَنْ مَحْمُولٌ عَلَى الْمُجْتَمَعِ مِنَ الْجِسْمِيَّةِ الَّتي كَالْمادَّةِ وَمِنَ النَّفْسِ، لاَِنَّ جُمْلَةَ ذلِكَ جَوْهَرٌ وَاِنِ اجْتَمَعَ مِنْ مَعان كَثيرَة. فَاِنَّ تِلْكَ الْجُمْلَةَ مَوْجُودَةٌ لا في مَوْضُوع، وَتِلْكَ الْجُمْلَةُ جِسْمٌ لاَِنَّها جَوْهَرٌ، وَهُوَ جَوْهَرٌ لَهُ طُولٌ وَعرْضٌ وَعُمْقٌ.
غير قابل حمل بودن مفهوم جسميّت به معناى «بشرط لائى»
از آنچه گذشت معلوم مىشود كه اگر جسم را به معناى نخست اخذ كنيم، يعنى به صورت يك مفهوم تام لحاظ كنيم، از آنرو كه جزئى از يك جوهرِ مركّب مىشود؛ جزئى از انسان خواهد بود. زيرا، جوهرِ مركّب عبارت است از جسم و صورتى كه بعد از جسميّت به معناى مادّه به آن مىپيوندد. در
[١] اين عبارت، عبارت سنگينى است؛ و نشانه آن است كه جناب شيخ به اين مسئله خيلى اهميّت مىداده است. زيرا، هم توضيحات فراوانى مىدهد و هم تكرار مىكند و هم در كتابهاى مختلف درباره آن بحث مىكند. [٢] اين تعابير از مواردى است كه دلالت دارد بر اينكه جناب شيخ اجتماع صورتهاى متعدد را بر مادّه واحده جايز مىداند.