شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٣ - آيا اضافه وجود حقيقى دارد؟
مىكنند. اين كارى كه انجام مىگيرد بين نبات و غذا؛ منشأ انتزاع عنوان طالب و مطلوب مىشود. اين يك نوع اضافه است. مانند: اضافه «جاذب و مجذوب» يا اضافه «متعذّي و متعذّى» اين اضافه كه بين نبات و آن مادّه غذايى برقرار مىشود، تابع ادراك ما نيست. حقيقتاً نبات، جاذب و طالب مادّه غذايى است و از آن تغذيه مىكند؛ و غذا مجذوب قرار مىگيرد. خواه ما بدانيم يا ندانيم. پس، چنين اضافهاى يك وصف حقيقى است و در خارج وجود دارد. و اين اضافه، تابع ادراك خودِ نبات نيست. بلكه، از آن رو است كه نبات، واقعيّتى است كه غذا را جذب مىكند. و لذا، آنرا طالب، و غذا را مطلوب مىگويند.
مثال ديگر: ما مىدانيم كه واقعاً آسمان بالا است و زمين پائين است. و چنين نيست كه اگر نمىدانستيم واقعيت آن به گونهاى ديگر مىشد. بنابراين، اضافه «فوقيّت و تحتيّت» نيز امرى عينى است و تابع درك ما نيست.
اضافاتى از اين قبيل كه براى اشياء ثبوت دارند و ثبوت آنها به درك ما بستگى ندارد دليل آن است كه اضافه امرى عينى و خارجى است.
وَقالَتِ الْفِرْقَةُ الثّانِيَةُ: اِنَّهُ لَوْ كانَتِ الاِْضافَةُ مَوْجُودَةً فِي الاَْشْياءِ لَوَجَبَ مِنْ ذلِكَ اَنْ لا تَنْتَهِيَ الاِْضافاتُ، فَاِنَّهُ كانَ يَكُونُ بَيْنَ الاَْبِ وَالاِْبْنِ اِضافَةٌ، وَكانَتْ تِلْكَ الاِْضافَةُ مَوْجُودَةً لَهُما اَوْ لاَِحَدِهِما اَوْ لِكُلِّ واحِد مِنْهُما. فَمِنْ حَيْث الاُْبُوَّةِ لِلاَْبِ وَهِيَ عارَضَةٌ لَهُ، وَالاَْبُ مَعْرُوضٌ لَها، فَهِيَ مُضافَةٌ، وَكَذلِك الْبُنُوَّة. فَههُنا إِذَنْ عَلاقَةٌ لِلاُْبُوَّةِ مَعَ الاَْبِ وَلِلْنُبُوَّةُ مَعَ الاِْبْنِ خارِجَةٌ عَن الْعَلاقَةِ الَّتي بَيْنَ الاَْبِ وَالاِْبْن، فَيَجِبُ اَنْ تَكُونَ لِلاِْضافَةِ اِضافَةٌ اُخْرى وَأنْ تَذْهَبَ اِلى غَيْرِ النِّهايَةِ، وَاَنْ تَكُونَ اَيْضاً مِنَ الاِْضافاتِ ما هِيَ عَلاقَةٌ بَيْنَ مَوْجُود وَمَعْدُوم:كَما نَحْنُ مُتَقَدِّمُونَ بِالْقِياسِ اِلىَ الْقُرُونِ الَّتي تَخَلَّفْنا وَعالِمُونَ بِالْقِيامَة.