شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٠ - اقسامِ قوايى كه مقارن با نطق و تخيّل هستند
بَلْ اِنَّما تَصْدُرُ عَنْ شَهْوَة اَوْ غَضَب اَوْ رَأْى، اَوْ يَتَوَجّهُ فيها الْقَصْدُ اِلى غَيْرِ هذِهِ الْغايَةِ، ثُمَّ قَدْ تَتْبَعُها غايَةٌ هِىَ الْعادَةُ، وَلَمْ تُقْصَدْ، وَلا تَكُونُ الْعادَةُ نَفْسَ ثُبُوتِ تِلْكَ الاَْفاعيلِ فِى النَّفْسِ، وَرُبَما لَمْ يَكُنْ لِلْعادَةِ آلاتٌ وَمَوادُّ مَعَيَّنَةٌ، فَاِنَّهُ لا سِواءٌ اَنْ يَعْتادَ اِنْسانٌ اَلْمَشْيَ وَاَنْ يَعْتادَ التِّجارَةَ مِنَ الجِهَةِ الَّتي قُلْنا، وَبَيْنَهُما تَفاوُتٌ شَديدٌ، وَمَعَ ذلِكَ فَاِنَّكَ اِذا دَقَّقْتَ النَّظَرَ عَادَ حُصُولُ الْعادَةِ وَالصَّناعَةِ اِلى جِهَة واحِدَة.
اقسامِ قوايى كه مقارن با نطق و تخيّل هستند
براى قوايى كه مقارن با نطق و تخيل هستند مىتوان تقسيمى را اينگونه بيان كرد:
١ـ گاهى به طور طبيعى وجود دارند.
٢ـ گاهى به صورت صناعت حاصل مىشوند.
٣ـ گاهى به صورت عادت
٤ـ و گاهى به صورت اتفاق
بنابراين، قوّهاى كه در انسان يا حيوان ديگرى حاصل مىشود و منشأ تأثير در يك مادّه ديگر مىگردد گاهى قوه طبيعى است. به طور مثال قوّه هاضمهاى است كه حيوان يا انسان دارد، قوّهاى است كه منشأ تغيير در مادّه غذايى مىشود و به صورت طبيعى وجود دارد. امّا، گاهى چنين نيست. بلكه صنعتگر ماهر يا نجّارى است كه چوب را به صورت «مفتاح» در مىآورد. بنابراين، در چنين قوّهاى، مهارتى اكتسابى وجود دارد كه در انسانهاى مشابه چنين مهارتى به چشم نمىخورد. به طور مثال هر نويسندهاى نمىتواند قلم روى كاغذ گذارد و خطّ زيباى نستعليق را بنگارد. براى آنكه چنين انفعال خاصى در كاغذ پديد آيد بايد مهارتى كسب شود كه آنرا، «صناعت» مىنامند.