شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٩٤ - نماد فصل
اگر فصل حيوان را «حسّاس» قرار داديم؛ معنايش آن نيست كه حساس به عنوان فصل مواطاتى حقيقةً فصل حيوان است. بلكه حساس تنها دليل و راهنماى فصل است. خاصيّت حيوان اين است كه غير از جسميّت و نموّ كه يكى از ويژگىهاى نباتى است، چيز ديگرى در آن وجود دارد، (صورت نوعيهاى دارد) كه آن، حسّ و حركت ارادى از لوازم آن است.
در حقيقت، آنچه فصل و مميّز حيوانيّتِ حيوان است، همان نفس خاصّى است كه دارد. احساس كردن، تمام هويت نفس حيوانى نيست. چنانكه صِرفِ تخيّل يا حركت ارادى هم هويت نفس حيوانى نيست. نفس حيوانى چيزى است كه اين لوازم را دارد، و آنْ مبدأ همه اين افعال است. نسبت حساسيّت و حركت ارادى با نفس يك نسبت مساوى است زيرا، اينها از لوازم نفس هستند. لكن، نفس حيوانى داراى يك اسم مشخصى نيست كه با بكار بردن آن، مقصود فهميده شود، اسمى كه از آنِ نفس باشد و امور ديگر توابع و لوازم آن بشمار آيد. از اين رو، ناگزيريم كه اسمى را براى آن اختراع كنيم. امّا، اينكه آن را از چه مادّهاى برگزينيم بهترين گزينه همان لوازم روشن آن است. به طور مثال از «حسّ» شروع مىكنيم و «حسّاس» را از آن اخذ كرده فصل براى حيوان قرار مىدهيم. همينطور «متحرك بالارادة» را به آن مىافزائيم، و جمع آن دو را در حدِّ حيوان لحاظ مىكنيم. مىگوئيم: «حيوان، جسم نامىِ متحرك بالاراده است». در اين لحاظ، «حس» اعمّ از حسّ ظاهرى و حسّ باطنى خواهد بود. از اين رو، تخيل و حافظه و ذاكره و واهمه را نيز در درون خود خواهد داشت.
در فرض ديگر، ممكن است به جاى آنكه حساس و متحرك بالاراده را در حدّ حيوان اخذ كنيم تنها به مفهوم «حس» اكتفا مىنمائيم؛ و فقط حسّاس را فصل قرار دهيم، امّا با اين رويكرد كه بر همه آنها (تحرك بالارادة تخيل و حافظه و ذاكره و واهمه) اگر نه به طور تضّمنى، بلكه به طور التزامى دلالت