شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٣ - اختيار و اراده دائمى
اگر اين كار را بدون مشيت و اراده انجام مىدهد در اين صورت صحيح است كه گفته شود اين فاعل، قدرت ندارد. امّا، اگر هميشه مشيّت و اراده دارد و هميشه هم آن را انجام مىدهد، هيچ چيز مانع آن نيست كه به او قادر گفته شود. البته، آن قوّهاى كه به معناى قدرت است در مورد شخصى كه «يفعل من غير ان يشاء و يريد» صدق نمىكند؛ زيرا، اين شخص، مشيّت ندارد. امّا، اگر كسى كه هميشه كارى را انجام مىدهد كارش را با اراده و اختيار انجام دهد و ارادهاش تغيير نيابد چنين كسى داراى قدرت خواهد بود، خواه ارادهاش بر اساس مبادى ذاتى باشد و خواه وجود ارادهاش اتفاقى باشد؛ يعنى منشأ ذاتى نداشته باشد نباشد و اراده گزافى باشد؛ حتّى كسى كه بدون در نظر گرفتن مصلحت، اراده گزافى مىكند اراده گزافىاش هميشه از او صادر مىشود، در اين صورت هم زيانى به قدرت داشتن وى نمىزند.
به هر حال، حتى اگر فرض كنيد اراده گزافى امّا دائمى است؛ اين هم زيانى به قدرت نمىزند. «لا يتغيّر ارادته» يعنى ارادهاش دائمى باشد. «وجوداً اتفاقياً او يستحيل تغيرها استحالة ذاتية» يعنى خواه وجود اراده در فاعلى اتفاقى باشد؛ يا اراده دائمى در او به گونهاى باشد كه تغيّر آن محال باشد چنانكه شخص حكيم، هرگز ارادهاش به فعل غيرحكيمانه تعلّق مىگيرد و هميشه فعل حكيمانه را اراده مىكند؛ باز هم به قدرتش زيانى نمىزند.
اختيار و اراده دائمى
در مورد واجب تبارك و تعالى، حكما بر آناند كه اراده او تغيير نمىكند و محال است كه تغيير كند. اراده الهى همواره به خير تعلّق مىگيرد و همواره خير را انجام مىدهد. البته، اين عدم تغيير در اراده، در مورد واجب تعالى اتفاقى نيست بلكه منشأ ذاتى دارد. زيرا، اراده واجب تعالى از ذات و صفاتش ناشى مىشود. چون واجب تعالى خير مطلق است، اراده خير از او