شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٩ - تقسيم منطقىِ قضايا
صورت «من حيث هى» نباشد؛ يعنى در عين حال كه قيد «من حيث هى» را مىآوريد، ولى ماهيّت را عنوان مشير و وسيله قرار مىدهيد براى اينكه ذهن، متوجه انسان خارجى شود.
بنابراين، اگر واقعاً بر روى قيدِ «انسانية من حيث هى» تكيه شود و جزء موضوع قضيه قرار گيرد، بازگشتش به «اهمال» خواهد بود. امّا، اگر منظور از «انسانيّة» آن بود كه به ماهيتِ موجود در خارج اشاره كنيم؛ در اين صورت، انسانيّت، من حيث هى، لحاظ نشده است و ديگر «من حيث هى انسانيّة» قيد موضوع نيست.
و اگر موضوع قضيه را با «تلك» كه اسم اشاره است همراه قرار داديم و به انسانيت اشاره كرديم و معذلك قيد «من حيث هى» را نيز بدان افزوديم و چنين گفتيم: «تلك الانسانية التى من حيث هى انسانية» در اين صورت، يكى از آن قيدها لغو خواهد بود. زيرا، مجموع آن دو قيد را بر روى هم لحاظ كردن در واقع جمع بين دو امرى است كه نشايد؛ و آن دو با يكديگر نمىسازند.
بنابراين، اگر واقعاً انسانيّت، با قيدِ «من حيث هى انسانيّة» است اين ديگر نيازى به قيد «تلك» ندارد. افزودن عنوانِ اشاره، يك چيز زائد بر انسانيّت است. لذا، يا بايد قيد «تلك» را ملغى تلقى نمود يا قيد «من حيث هى انسانية» را. اگر قيد «تلك» را ملغى كرديم و تكيه بر روى «من حيث هى انسانية» بود، قيد مذكور، قيد موضوع خواهد بود. يعنى خواستهايم كه موضوع بدون قيد و شرط باشد كه اين برمىگردد به يك قضيه مهمله به اصطلاح خاص منطقى.
(يَكُونُ قَدْ وَقَعَ اِلَيْها الاِْشارَةُ...) يعنى وقتى گفتيم قيد «تلك» يك اشاره است. اين اشاره زائد بر اصل طبيعت خواهد بود. از اينرو، انسانيت ديگر «من حيث هى» نخواهد بود؛ بلكه انسانيّت با قيد اشاره خواهد بود.
ثُمَّ اِنْ ساهَلْنا في ذلِكَ فَيَكُونُ الطَّرَفانِ مِنَ الْمَسْأَلَةِ مَسْلُوبَيْنِ عَنْها، وَلَمْ يَجِبْ اَنْ يَكُونَ وحِداً اَوْ كَثيراً هُوَ هُوَ اَوْ غَيْر اِلاّ عَلى مَعْنى اَنَّهُ لابُدَّ لَهُ اَنْ يَكُونَ هُوَ هُوَ اَو