شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - توضيح برهان دوّم در قالب عبارت متن
هميشه اين سطح با آن سطح مقاطع خواهد بود؛ نه اينكه بر روى آن قرار گيرد و موازى آن شود.
«و انت يمكنك...» شما مىتوانيد اين كار را تجربه كنيد. ببينيد آيا امكان دارد كه سطح كتاب به سطح روى ميز بچسبد و بر آن قرار گيرد بدون آنكه قوسى پديد آيد؟!
وقتى خوب تجربه كنيد سرانجام خواهيد ديد كه يكى از دو حال به وجود مىآيد:
الف. يا اين است كه ته كتاب را ثابت نگهداشتهايد و كتاب را بر روى ميز قرار دادهايد. در اين صورت، يك قوس نود درجه بوجود مىآيد. آنگاه با افزودن سه قوس نود درجه ديگر، يك دايره كامل بوجود مىآيد.
ب. يا اينست كه ته كتاب ثابت نمىماند گرچه خود كتاب به طرف ميز مايل مىگردد؛ امّا، ته آن نيز به حركت در مىآيد. در اين صورت، قوس نود درجه پديد نمىآيد، ولى به هر حال يك خط منحنى ساخته مىشود.
«بل يجب آخر الامر... أذكرها» اين حركتى كه بوجود مىآيد تا كتاب بر سطح ميز منطبق گردد، خود، صفتى دارد كه اينك آن را برايتان باز مىگويم: «اما ان يكون...»
يعنى كتابى كه بر روى ميز نهاده شده دو طرف دارد. يك طرف آن به سطح ميز وصل شده است و طرف ديگر آن به سمت بالا قرار دارد. براى اينكه آن را بر روى ميز بخوابانيد؛ طرف پائين آن را ثابت نگه مىداريد و طرف ديگر آن را (سمت بالا را) بر روى ميز مايل كرده و مىخوابانيد. در نتيجه، خطّى كه ملاقى با سطح ميز است، از دو حال خارج نيست: يا اين است كه بر جاى خود ثابت و بدون حركت مىماند و يا به گونهاى است كه وقتى مىخواهيد كتاب را بر روى ميز بخوابانيد، حركت مىكند. اگر چنان است كه هر دو طرف كتاب حركت مىكند، در اين صورت از هر طرف آن،