شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٧ - ارتفاع نقيضين از مقام ذات ماهيت
يعنى بايد پذيرفت كه فَرَس سفيد است و يا سفيد نيست. يكى از ايندو را بايد پذيرفت. زيرا اگر فرسيت را به صورت موضوع قضيه موجبه در نظر گرفتيم محمول از دو حال خارج نخواهد بود: يا بايد آن را «الف» قرار داد و يا «لاالف»؛ وگرنه ارتفاع نقيضين خواهد شد.
امّا، اگر بگوييم: «ليست الفرسية بـ"الف" و لا "لا الف"» ارتفاع نقيضين نخواهد بود. زيرا، چنين قضيهاى يك قضيه سالبه محصّله است و نظر به ذات فرسيّت دارد. يعنى از آن جهت كه فرسيّت يك ماهيت و مفهوم خاصى است مورد لحاظ قرار مىگرد. در نتيجه، «ليست الفرسية من حيث هى...» يعنى مفهوم فرسيّت نه «الف» است و نه «لا الف»، چنانكه نه سفيد است و نه غير سفيد؛ در نتيجه، مشكل ارتفاع نقيضين در اينجا رخ نخواهد داد. از اينرو، گفته مىشود ارتفاع نقيضين در مرتبه ذات، اشكال ندارد؛ و چنين موردى در واقع ارتفاع نقيضين نيست. اشكال، در صورتى است كه نخست بگوييم «الفرسية من حيث هى الف» آنگاه بگوييم: «ليست الفرسية من حيث هى الف»؛ اين، همان اجتماع نقيضين خواهد بود. امّا، اگر بگوييم «ليست الفرسية من حيث هى موجودة ولا معدومة» بدان معنا است كه در مفهوم فرسيت نه وجود است و نه عدم؛ در حقيقت، ارتفاع نقيضين نخواهد بود.
توضيح عبارت متن
اگر كسى موضوع فرسيّت را مطرح كند و دو طرف نقيض را مورد سؤال قرار دهد و بگويد اين طرف نقيض براى آن ثابت است يا آن طرف؛ آيا سفيدى برايش ثابت است يا لا سفيدى؟ پاسخ آن اين است كه: «ليست الفرسية بالف
ولا لا الف» به شرط آنكه «ليس» را قبل از فرسية و قيد حيثيت بياوريم. نه آنكه بگوييم «الفرسية من حيث هى...» كه قضيه از اساس، موجبه شود؛ (موجبه معدولة المحمول). بلكه بايد «ليس» نخست آورده شود تا قضيه، سالبه