شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٩ - معقولات ثانيه از ديدگاه شيخ
معقولات ثانيه از ديدگاه شيخ
تاكنون درباره كلّىاى كه منتزَع از افراد خارجى است سخن گفتيم. اكنون درباره كلّىاى سخن مىگوئيم كه با كلّيات ذهنى و صور نفسانى سنجيده مىشود و از آنها انتزاع مىگردد؛ و به اصطلاح از قبيل «معقولات ثانيه» است.
همچنانكه در «معقولات اولى» مىگفتيم هرگاه يكى از افراد خارجى به ذهن سبقت گيرد، اثرى را به ذهن مىبخشد كه فرد ديگر نيز مىتواند همان اثر را ببخشد؛ يعنى؛ از صورت تجريد شده نخستين، مفهومى بدست آيد كه فرد دوّم نيز صورت تجريد شدهاى با همان مفهومِ نخستين پديد آورد. در معقولات ثانيه نيز همين مطلب را مىگوئيم. در اينجا مىگوئيم: هرگاه يكى از مفاهيمى كه در ذهن وجود دارد، مورد توجه ثانوى قرار گيرد، اثرى را در ذهن پديد مىآورد كه ديگرى هم اگر سبقت گرفته بود همان اثر و مفهوم را پديد مىآورد. به طور مثال مفهوم «نوع» از مفهوم انسان انتزاع مىشد آن سان كه اگر مفهوم «غنم» هم قبلا به ذهن آمده بود همان مفهوم «نوع» انتزاع مىگرديد.
حال، آيا اين كلّىِ نوين كه انتزاع شده به صورت مفهومِ «نوع» در ذهن پديدار گشته است، هيچ اعتبارى جز كليّت ندارد؟
مصنف بر آن است كه اين معقول هم، مانند معقول نخستين، دو اعتبار دارد:
الفـ به يك اعتبار كلّى است؛
بـ به اعتبار ديگر شخصى است.
از آنرو كه صورتش در نفس موجود است، شخصى است. و از آنرو كه بر كلّيات ديگر در ذهن منطبق مىگردد و از آنها حكايت مىكند كلّى است.[١]
[١] در اينجا هم جناب صدرالمتألهين اشكالى دارد كه جويندگان مىتوانند به تعليقه ايشان بر الهيات شفا، ص ١٨٩ رجوع كنند.