شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - كيفياتى كه در كميات قرار دارند و اثبات آنها
مىكند. البته، اگر اثبات شود كه عدد، عَرَض است،[١] بىشك چنين چيزى نمىتواند جوهر باشد، و هر چيزى كه از جمله صفات و حالات عرض باشد خودش هم عرض خواهد بود.
بنابراين، دسته نخست كه كيفيات مخصوص به عدد را تشكيل مىدهند؛ مانند: زوجيت و فرديت، جذر، كعب، تربيع و امثال اين امورى كه به اعداد نسبت داده مىشود و در ضمن بحثها، در جاى جاى منطق به آنها اشاره شده است وجود آنها در علم حساب، اثبات مىشود.
پس، فيلسوف ما بعد الطبيعى تنها در اين باره بحث مىكند كه اينها از قبيل اعراضاند. و اثبات آن بسيار آسان است. زيرا، اين امور از خواص عدد هستند و پيش از اين اثبات كردهايم كه عدد، عرض است. در نتيجه، چيزى هم كه از خواص و حالات عدد باشد، از خودِ عدد به عرضيّت، سزاوارتر است و طبعاً خواصِ عدد، نمىتواند جوهر باشد.
ب ـ كيفيّات عارض بر كمّ متّصل: دسته ديگر كيفياتى است كه عارض بر كمّ متصل مىشود. مانند: شكلهاى هندسى، اينها كيفيات و اعراضى هستند كه به مقادير نسبت داده مىشوند. به طور مثال: شكلهاى مسطّح مانند دايره، مربّع و مثلث؛ اينها كيفياتى هستند براى سطح، و سطحْ خودش مقدار است كه كيفيت خاصّى را مىيابد. مانند شكل دايره؛ امّا، درباره اينكه ماهيتِ شكل چيست؟ بحثهاى ظريفى وجود دارد كه مصنف در اينجا متعرّض نشده است. صدرالمتألهين در حاشيه خود بر شفا،[٢] بحثهاى مفصلى در اين زمينه مطرح كرده كه در اسفار و كتب ديگر بدانها نپرداخته است.
[١] نظر صحيح درباره حقيقت عدد: آنچه درباره عرض بودن عدد گفته شد در صورتى صحيح است كه عدد را يك قسم از مقولاتِ خاص و از امور ماهوى بدانيم. امّا اگر عدد را از امور انتزاعى دانستيم، در اين صورت كيفيات مخصوص به كميات هم از قبيل انتزاعيات خواهند بود. امّا، حقيقت اين است كه عدد از امور انتزاعى است و از جمله «معقولات ثانيه فلسفى» به شمار مىرود. [٢] ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر شفا ص ١٤٠ ـ ١٤١.