شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٠ - توضيح متن
مرتبه پيشين، علّت تحقق داشته باشد؛ نه اينكه از ناحيه معلول، وجوب وجود يافته باشد.
بررسى احتمال دوّم: قسم دوّم اين بود كه هرگاه يكى از آندو در خارج تحقق يابد بايد ديگرى خودش وجود داشته باشد؛ نه وجودى كه از ناحيه اوّلى باشد. به عبارت ديگر: فرض وجودِ يكى از آندو، مستلزم اين است كه آن ديگرى خودش وجود داشته باشد: واجب الوجود بالذات باشد يا وجوب و وجودش را از شىء سوّمى دريافت كرده باشد. پس، بين وجود يكى از آندو با ديگرى تلازم برقرار است.
حال، آيا چنين فرضى صحيح است؟ مصنف در پاسخ اين سؤال مىگويد: اين فرض در جانب علّت، صحيح نيست. زيرا، وقتى شما مىگوييد، فرضِ وجود علّت، مستلزم اين است كه معلول خودش يك وجودى داشته باشد؛ اين وجود از آنِ خودش باشد يا از ناحيه علّتِ ثالثى افاضه شده باشد؛ اين نمىتواند فرض صحيحى باشد. زيرا، اگر حقيقتاً علّت در خارج موجود است، معلول هم وجودش از همان علّت خواهد بود نه از خودش! وگرنه، علّت، علّت نخواهد بود، و معلول هم معلول نخواهد بود. پس، اين فرض هم كه بگوييم: «اذا وجدت العلّة قد حصل المعلول بنفسه او بعلّة اخرى» فرض غلطى است.
توضيح متن
چنان نيست كه هرگاه علّت وجود يابد، واجب باشد كه معلول خود به خود حاصل شده باشد (در صورتى كه وجوب وجود داشته باشد) يا از راه غير اين علّت، تحقق يافته باشد.
بررسى فرض از جانب علّت: معلول وقتى به وجود بيايد از راه علتش به وجود آمده است نه آنكه بگوييم خود به خود، (مستغنياً) پديد آمده است؛