شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٢ - اراده اى كه به فاعليت فاعل ضرورت مى بخشد
نخواهند بود. زيرا، اگر نسبت به دو فعل متضاد قوّه تام باشند بايد هر دو فعل متضاد با هم انجام گيرند، و اين لازمهاش اجتماع ضدّين است. پس، فاعل همواره يكى از آن دو را انجام مىدهد.
امّا، اينكه اين ضدّ را انجام مىدهد نه آن ضدّ ديگر را، چنانچه مرجّحى در بين نباشد ترجيح بلامرجح خواهد بود. و معلول بدون علّت لازم خواهد آمد. از اينرو، بايد غير از ذات قوهاى كه منشأ اين دو فعل مىشود، چيز ديگرى هم به آن ضميمه شود تا اين ضدّ را تعيّن ببخشد. پس، هنوز قوّه فاعلىِ فاعل، تام نيست. چيزى كه بدان افزوده مىشود اراده است. بنابراين، قوّه فاعلى مبدء تغيّرى است از يك امر خاصى در امر ديگرى از آنرو كه امر ديگرى است. در نتيجه، قوّه فاعلى مبدء تأثير از چيزى در چيز ديگر از آنرو كه چيز ديگر است مىباشد. حال، اگر چنين قوّهاى بالتمام و بالفعل باشد بايد بىدرنگ در محلّ خودش تحقق يابد.
و اينجا چون منشأ دو ضدّ است، دو ضدّ نمىتوانند با هم تحقق يابند،مگر آنكه ارادهاى بدان افزوده شود. و اين اراده گاهى از يك ادراك عقلى منبعث مىشود و گاهى از يك ادراك تخيّلى برمىتراود. چنانكه ادراك تخيّلى نيز گاهى از قوّه شهويه منبعث مىگردد؛ و گاهى از قوّه غضبيه!
به هر حال، ارادهاى بايد تحقق يابد، هرچند منشأهاى آن در انسان و حيوان متفاوت است. و در برخى از انسانها نيز مانند حيوانات، منشأ اراده، شهوت و غضب است. در چنين موردى، ارادهاى ناشى مىشود امّا، از روى شهوت و غضب كه با قوّه تخيّلشان مناسبت دارد.
و گاهى اراده انسانها از يك مصلحت عقلانى منبعث مىگردد كه آن نيز از قوّه نطقى آنها نشأت مىگيرد و با آن سنخيت دارد. وقتى چنين ارادهاى كه يا از تخيل و يا از تعقل منبعث مىگردد حاصل شود، اما نه ارادهاى كه تنها منشأ