شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٩ - قوّه قريبه
آن را از خود منفعل سازد، نيازمند به يك فاعل ديگرى نيست. كه قبلا تأثيرى در آن بگذارد بلكه همان فاعل به طور مستقيم در آن اثر مىگذارد، و آن را منفعل مىسازد، بر خلاف قوّه بعيده كه نخست بايد فاعل ديگرى در آن اثر كند تا براى اثرپذيرى از فاعل دوّم آماده گردد. به طور مثال، (مثالى كه خود شيخ آورده است) اگر درختى را بخواهيد به صورت كليد در آوريد (ظاهراً كليدهاى قديم و در زمان شيخ، چوبى بوده و از درخت ساخته مىشده) بايد ابتدا آن درخت را از زمين بكنيد، آنگاه آنرا ببُريد و سپس آنرا بتراشيد؛ تا كليد ساخته شود. بنابراين، بايد سه يا چهار فاعل، در آن اثر كنند تا چوب شكل كليد بخود بگيرد. پس، قوّه درخت براى كليد شدن، قوّه بعيده و ناقصه است. امّا وقتى بريده شد، آماده است و تنها منتظر آن است كه آخرين فاعل و آخرين قوه در آن اثر كند. از اينرو، چنين قوّهاى را قوّه قريبه مىگويند.
بنابراين، درخت بالقوه القريبه، كليد نيست. زيرا، نيازمند آن است كه قبل از فاعلى كه آن را به صورت كليد در مىآورد، قواى فاعلىِ ديگرى در آن اثر كنند كه از جمله آنها «قوّه قالعه»، «ناشره» و «ناحته» است. يعنى بايد درخت به وسيله قوّه قالعه از زمين كنده شود و به وسيله قوّه ناشره بريده شود و آنگاه به وسيله قوّه ناحته تراشيده شود و به شكل كليد در آيد. بدينسان، اين قوا بايد يكى پس از ديگرى تأثير كند تا قوّه سازنده مفتاح، آن را به صورت مفتاح در آورد.
وَالْقُوى بَعْضُها يَحْصُلُ بِالطِّباعِ، وَبَعْضُها يَحْصُلُ بِالْعادَةِ، وَبَعْضُها يَحْصُلُ بِالصَّناعَةِ، وَبَعْضُها يَحْصُلُ بِالاِْتِّفاقِ. وَالْفَرْقُ بَيْنَ الَّذي يَحْصُلُ بِالصَّناعَةِ وَالَّذي يَحْصُلُ بِالْعادَةِ اَنَّ الَّذي يَحْصُلُ بِالصَّناعَةِ هُوَ الَّذي يُقْصَدُ فيهِ اِسْتِعْمالُ مَوادَّ وَآلات وَحَرَكات فَتَكْتَسِبُ النَّفْسُ بِذلِكَ مَلَكَةً كَأَنَّها صُوْرَةُ تِلْكَ الصَّناعَةِ، وَاَمّا الَّذي بِالْعادَةِ فَهُوَ ما يَحْصُلُ مِنْ اَفاعيلَ لَيْسَتْ مَقْصُودَة[١] فيها ذلِكَ فَقَطُّ،
[١] در نسخه چاپ قاهره «مقصورة» آمده كه ظاهراً صحيح نيست. صحيح آن «مقصودة» مىباشد.