شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧ - ماهيت كيف محسوس
تحقق كيف محسوس در خارج و بيان ماهيّت آن
برخى وجود كيف محسوس را در خارج انكار كردهاند. و گفتهاند مفاد هل بسيطه درباره كيف محسوس، ثابت نيست. به عقيده اينان، آنچه در پندار ما به عنوان امور محسوس در خارج خودنمايى مىكند؛ مطابق با واقع نيست؛ و وجود خارجى ندارد. يعنى اشياء خارجى به گونهاى هستند كه ما چنين حالتى را در برابر آنها پيدا مىكنيم. بنابراين، رنگ، چيزى است كه در نفس و ذهن ما موجود است نه در خارج! امّا، خارج به گونهاى است كه ما چيزى را در درون ذهنمان از آن به نام رنگ (رنگ سياه يا سفيد) درك مىكنيم. وگرنه سياهى و سفيدى در خارج وجود ندارد. اين نظريه كه از قديم چنين نظريهاى وجود داشته است. بنظر، مصنف سست و بىپايه است. وى مىگويد ما در جاى خودش آن را ردّ كرده و به شبهات آن، در اين زمينه پاسخ گفتهايم. از اين رو، در اين فصل، تنها به اين بسنده مىكند كه درباره وجود كيفيات محسوس در خارج جاى هيچ گونه شبههاى نيست.
ماهيت كيف محسوس
بحث ديگرى كه از اهميّت بيشترى برخوردار است، بحث درباره ماهيّت كيف محسوس است. نخستين پرسش در اين مجال آن است كه آيا كيفياتِ محسوسى كه در خارج وجود دارند از قبيل جواهراند يا از قبيل اعراض.
از ديرباز چنين انگارهاى وجود داشته كه كيفيات محسوسه، جوهرند و حكم ساير جواهر را دارند. گرچه، اين انگاره به نظر شيخ و ديگران شگفتانگيز مىنمايد؛ امّا، بعضى از چيزهايى كه به نظر حكماى پيشين جزء كيفيات محسوسه بوده، اينك جوهر بودن آنها به اثبات رسيده است، مانند: حرارت. در گذشته، حرارت و برودت را دو امر وجودى تلقى مىكردند و هر دو را كيف محسوس مىدانستند كه با قوّه لامسه درك