شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٠ - امكان دو فصل براى يك طبيعت جنسى
مىدانيم كه مصنف، منكر مُثُل افلاطونى است؛ و نيز منكر آن است كه ماهيتى به دو صورت مادى و غير مادى (مجرّد) بوجود آيد. به نظر وى، جايز نيست كه طبيعت و نوع واحد، هم مادّى باشد و هم غير مادّى!
امتناع دو فصل براى يك ماهيّت نوعيه
از بحثهاى گذشته اين نكته را دانستيد كه فصل مقوِّم شىء، مشخصاتِ ذاتى شىء را بيان مىكند. اگر از مشخّصات ذاتىاش، تجرّد باشد؛ محال است كه ديگر به صورت مادّى، موجود شود، و اگر از مشخّصات ذاتيش مادّيت باشد، محال است كه وجود مجرّد داشته باشد. پس، چگونه ممكن است طبيعت واحدهاى در عينحال كه ماهيت واحده است داراى دو نحو وجود باشد؟
به عبارت ديگر: مادّيت و تجرّد از فصول هستند؛ و جنس جوهر است كه با دو فصل تجرّد و مادّيت به دو نوع اضافى تقسيم مىشود، پس دو فصل در يك ماهيّت نوعيه قابل جمع نخواهند بود. پس، طبيعت نوعى نمىتواند دو نحو وجود داشته باشد: يك نحو وجود مادّى، و يك نحو وجود غير مادّى!
امكان دو فصل براى يك طبيعت جنسى
روند بحث به اينجا انجاميده است كه به اين پرسش نيز پاسخ مناسب داده شود و آن اينكه آيا اجتماع دو فصل در طبيعت جنسى، ممكن است؟
پاسخ اين سؤال، مثبت است. توضيح آنكه: در صورتى كه جنسى باشد كه هنوز به ماديّت و غير ماديّت، تخصّص نيافته، مىتواند فصل مادّيت، و فصل تجرّد را بپذيرد.
طبيعت جنس از آنرو كه خود، متقوّم بالذات نيست، تحصلى ندارد. از اينرو، وجود جنس، وجود ابهامى و لا متحصّل خواهد بود. و تنها در وجود