شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٦ - ملاك علّت بودن و معلول بودن با وجود تقارن آنها
معلول است؟ چه امتيازى ميان آنها وجود دارد كه علّت بودن و معلول بودن آنها را مشخص كند؟
اين اشكال، ريشه قديمى دارد؛ و برخى از متفلسفين غربى نيز چنين اشكالى را مطرح مىكنند و مىگويند اساساً فرق علّت و معلول را با تقدّم و تأخّر مىشناسيم؛ وقتى دو پديده يكى اوّل بود و ديگرى دوّم، مىفهميم اوّلى علّت است و دوّمى معلول. امّا، شما مىگوييد علّت و معلول، معيّت دارند؛ پس، چه فرقى ميان آندو باقى مىماند؟
پاسخ: مصنف در پاسخ اين اشكال مىگويد: اين جملهاى كه «اذا وجدت العلّة، وجد المعلول و اذا وجد المعلول وجدت العلّة» معناى مشخص و روشنى ندارد و معانى مختلفى را برمىتابد؛ از اين رو، نخست بايد ديد كه چه معنايى از اين جمله و از اين تركيب اراده مىكنيد؛ آنگاه ببينيم كداميك از اين معانى صحيح است و كداميك صحيح نيست؛ و در نهايت پاسخ اين شبهه را بيان كنيم.
مصنف بر روى كلمه «اذا» در عبارت فوق، تكيه مىكند و مىگويد اين كلمه معانى متعدّدى را مىپذيرد و قابل انطباق بر آنها است.
تراوش معانى متعدد از تركيب جمله
حقيقت آن است كه تمام سخن به كلمه «اذا» مربوط نمىشود. بلكه خود تركيب به گونهاى است كه معانى متعدّد را برمىتابد. و فقط به كلمه «اذا» مربوط نيست. صدرالمتألهين مىگويد:[١] كلمه «اذا» و «وجد» هر يك داراى دو معنا مىباشند. از اين رو، چهار صورت براى آنها قابل تصوّر است. امّا، اگر دقت بيشترى بكنيم مىبينيم تعدّد معانى و صور تنها به كلمه «اذا» و «وُجِد»هم ختم نمىشود. رابطه ميان شرط و مشروط (اذا وجدت العلة وجد المعلول) هم دو صورت دارد:
[١] ر،ك: تعليقه صدرالمتألهين بر الهيات شفا، ص ١٥٧.