شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٨ - توضيحى فزونتر درباره برهان
بايستد. حتى اگر در اطرافِ آن اهرمهايى را بكار بريم كه آن را نگهدارند. در صورتى كه سرپا ايستادن آن، تعديل شود، استمرار مىيابد. چه، هرگاه تعادل جسمى حفظ شود، مدتها به همان شكل باقى مىماند. مگر آنكه عامل خارجى تعادل آن را بر هم زند.
امّا، اگر تعادلِ آن به هم خورد و ميلش رو به سويى نهاد، چنانكه اهرمِ نگهدارنده آن از آن جدا شود، در اين صورت، بر زمين مىافتد. و در اثر چنين حركتى كه مىكند يا يك دايره پديد مىآيد؛ يعنى قوسى از دايره[١] يا منحنىاى كه منظّم نباشد به وجود مىآيد. به طور مثال بيضى يا شكل نامنظّمى كه دايره تمام بشمار نيايد پديدار مىگردد.
حال، چگونه اينچنين مىشود؟
جسم سنگينى كه طرفِ سبك آن بر روى سطح است، نقطهاى را بر روى طرف سبك آن در نظر بگيريد كه آن نقطه مماس با اين سطح باشد. در اين صورت، با تماس خود، نقطهاى نيز بر روى سطح مشخص مىشود كه جسمِ مذكور، در آن نقطه با سطح، مماسّ مىگردد. در اين صورت، اگر جسم از حالت تعادل خارج شود و بر روى سطح قرار گيرد نقطه تماس از دو حال خارج نخواهد بود:
الف ـ يا اين است كه نقطه مذكور، به حال خود، ثابت باقى مىماند. يعنى طرفِ مماس با سطح، همچنان در جاى خود باقى مىماند و تكانى نمىخورد. هر نقطهاى را در هر جاى آن فرض كنيد، خودش دائرهاى را رسم مىكند. يعنى همچنانكه به طرف پائين مىآيد، پيوسته، دايرهاى را رسم مىكند.
ب ـ يا اين است كه وقتى يك طرف جسم پائين مىرود، طرفِ ديگر
[١] منظور از دايره يعنى خط منحنىِ منظّمى كه هرگاه ادامه يابد، دائره ساخته مىشود؛ و منظور از منحنى، قوسى است كه منظّم نباشد.