شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠٧ - عدم تحصّل مفهوم حيوان با وجود عوارض فراوان
الْجَوْهَرِ، حَتّى يَصيرَ مَثَلا اَلْمُتَحَرِّكُ مِنْهُما غَيْرَ مُتَحَرِّك وَهُوَ واحِدٌ بِالشَّخْصِ، وَغَيرُ الْمُتَحَرِّكِ مُتَحَرِّكاً وَ هُوَ واحِدٌ بِالشَخْصِ، وَغَيْرُ الْمُتَحَرِّكِ وَالْمُتَحَرِّكُ قِسْما اَلتَّقْسيمِ الذّاتي:بَلْ يَجِبُ اَنْ تَكُونَ الْقِسْمَةُ لازِمَةً فَيَكُونَ الْمَعْنىَ الْخاصُّ لا يُفارِقُ قِسْطَهُ الْخاصَّ مِن الْجِنْسِ. وَبَعْدَ ذلِكَ فَيَجِبُ اَنْ يَكُونَ الْمُوجِبُ مِنَ الْقِسْمَيْنِ اَوْ كِلاهُما لَيْسا عارِضَيْنِ لَهُ بِسَبَبِ شَىْء قَبْلَهما وَتَتَضَمَّنُ طَبيعَةُ الْجِنْسِ اَنْ يَكُونَ لَهُ ذلِكَ الْمَعْنى اَوَّلا.
عدم تحصّل مفهوم حيوان با وجود عوارض فراوان
نكته ديگر: در خود حيوان نيز مفاهيم خاصّى جمع مىشود كه موجب تشخّص آن مىگردد؛ به گونهاى كه مىتوان مصداق خاصّى را بواسطه آنها در حيوان مشخص نمود و گفت: حيوانى كه در اين مكان است؛ داراى اين رنگ است، ايستاده است و مذكّر است. و اينچنين مىتوان مجموعهاى از عوارض را به آن اضافه نمود و به يك حيوان خاصّ اشاره كرد.
حال، آيا چنين كارى موجب آن مىشود كه ماهيّتِ حيوان، از حالتِ ابهامى خارج بشود؟ به ديگر سخن: آيا ماهيّت حيوانى كه به صورت جنس، اخذ شده بود با اضافه شدن عوارض به آن، با آن كه موجبِ تشخّصش مىشود، تحصّل نمىيابد؟
پاسخ اين سؤال، آن است كه مفهوم حيوان ممكن است بر شخصى اطلاق شود كه در آن اعراض فراوانى وجود دارد؛ و مفهوم حيوان با اضافه آن اعراض، حيوانى باشد كه بتوان بدان اشاره نمود (حيوان خاصّ) معالوصف، مفهوم حيوان همچنان به صورت يك ماهيّت نامتحصّل باقى مىماند.
قبل از آنكه وارد موضوع بحث بشويم، نخست اين نكته را يادآور مىشويم كه ما درصدد آن نيستيم كه فصول هر جنسى را دقيقاً براى شما مشخص كنيم؛ تا معلوم شود چه اجناسى وجود دارد و هر كدام داراى چند