شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٧ - اشاره اى فهرستوار به برخى مباحث (تقسيمات اضافه)
«ابن» تعقّل مىشود. وگرنه، وصف حقيقى و اضافه حقيقىِ آن كه مقوله خاصى است، صفتِ «ابوّت» و «بنوّت» است. نه ذات «اب» و ذات «ابن».
به هر حال، به نظر مصنف، درباره تعريف و مباحثى كه مربوط به مفهوم و ماهيت اضافه است، به مقدار كافى بحث شده است و نيازى به تكرار آن بحثها نيست. تنها يك سلسله مباحث جزئى است كه فهرستوار بدانها اشاره مىكند.
عرض بودن اضافه
بحثى كه بايد در اينجا مطرح شود اين است كه اگر اضافهاى در خارج باشد لا جَرَم جوهر نخواهد بود. و بحث درباره جوهر بودن و عَرَض بودن، يعنى بحث درباره نحوه وجودِ شىء، كار فيلسوف است نه كارِ منطقى. و اين يك مطلبِ واضحى است.
اگر واقعاً اضافه، وجود خارجى داشته باشد، چيزى است كه در حال تعلّق به شىء ديگر درك مىشود. و پيداست كه حيثيّتِ آن، حيثيّتِ عروض است نه اينكه يك ذاتِ مستقلّى داشته باشد. بنابراين، اگر وجود خارجىِ آن ثابت شود، از قبيلِ اعراض خواهد بود نه از قبيل جواهر.
اشارهاى فهرستوار به برخى مباحث (تقسيمات اضافه)
نخستين تقسيم اضافه: يكى از مباحثى كه فهرستوار در اينجا بدان اشاره مىشود اين است كه گاهى اضافه به طور مستقيم و بدون واسطه، عارض يك معروض مىشود؛ و گاهى به واسطه اضافه ديگرى! يعنى دو اضافه بر روى هم قرار مىگيرد. اضافهاى كه اوّلا عارض يك مقوله ديگرى مىشود گاهى عارض جوهر مىشود و گاهى عارض يك مقوله عرضى ديگر مانند كميت و كيفيت و... !
به طور مثال، زيد و عمرو در خارج جوهرند؛ بر اين دو جوهر اوّلا و بالذات اضافه «بنوّت» و «ابوّت»، عارض مىگردد؛ بدون آنكه يك اضافه