شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٢ - اقسام فاعل
را كه به طرف بالا پرتاب مىكنيد. در اين صورت به تعبير فلاسفه، يك مبدء ميلى در سنگ ايجاد مىكنيد كه بر اساس آن، سنگ قسراً به طرف بالا حركت مىكند. اگر آن مبدء ميل كه فاعلِ قاسر در سنگ به وجود مىآورد نباشد؛ به طور طبيعى سنگ به طرف پائين سقوط مىكند. از اين رو، وقتى اثر و كارِ مبدأ ميل هم تمام مىشود، جسم دوباره به طرف پائين حركت مىكند.
بنابراين، اينجا هم كه فعل، فعل قسرى است، در واقع، از آنِ قاسرى است كه مبدء ميل را در آن پديد آورده است.
البته، اكثر فلاسفه بر اين باورند كه فاعل، همين مقسور و همين سنگى است كه به طرف بالا حركت مىكند. معالوصف، برخى بر آناند كه اين فعل اصالتاً از آنِ سنگ نيست؛ بلكه فعل از آن كسى است كه سنگ را پرتاب مىكند؛ و طبيعت مقسور منفعل است نه فاعل.[١]
به هر حال، در اينجا هم كه فاعل، قاسر است، نقل كلام مىشود در آن قاسر، يعنى آن شخصى كه اين سنگ را پرتاب مىكند و همه بحثها درباره آن، مطرح مىشود.
گاهى به اين هر دو فاعلى (يعنى فاعل بالقسر و فاعل بالعرض مانند جالس سفينه)، «فاعل بالعرض» گفته مىشود. چنانكه مصنف نيز در همين بخش از مباحث، تعبير «بالعرض» را به معناى عام بكار برده است به گونهاى كه هر دو را شامل مىشود.
به هر حال، فاعلهايى كه بالعرض و بالقسر نيستند از دو حال خارج نخواهند بود:
الف. يا فاعلهايى هستند كه با اراده و اختيار كارى را انجام مىدهند. مانند حيوان و انسان كه متحرك بالاراده هستند.
ب. و يا فاعلهايى هستند كه كار خود را بالطبع انجام مىدهند. يعنى يك
[١] نظر استاد نيز در بحثها همين نظر اخير است.