شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥٠ - انواع عوارض مشخّصه
ديگرى منشأ تشخص نشده است. هر عرضى هم يك ماهيّت نوعيه است. چنانكه رنگ سفيد يك ماهيّت نوعيه است. براى تشخص اين ماهيت نوعيه كه يك امر بسيطى است، كافى است كه عارض موضوعش شود. علىرغم اينكه سفيدى همان سفيدى است و هيچ ماهيّت جديدى بدان اضافه نشده، ولى همين اضافهاى كه به معروض پيدا مىكند، موجب تشخص آن مىشود.
و اينكه گاهى گفته مىشود معروض (جوهر) موجب تشخص عرض است يا مادّه موجب تشخص صورت است، اينها تعبيرات مسامحهاى است. آنچه حقيقتاً به نظر مصنف موجب تشخص مىگردد اضافه است.
حاصل آنكه: اضافه در مورد فصولى كه امور بسيطه هستند و نيز اعراضى كه بسيط هستند و هيچ ماده و صورتى ندارند، موجب تشخص مىشود و به نظر شيخ، تشخص در اين موارد به نفس اضافه تحقق مىيابد؛ نه به موضوع كه مضافاليه است. و اگر گفته شود كه تشخص به موضوع است بالعرض به آنْ نسبت داده مىشود؛ از آن رو كه اضافه بدون مضافاليه تحقق پيدا نمىكند.
مثال: يكى از امور بسيطه صورتها هستند. صورت و فصل به نظر حكماء بسيطاند، يعنى صورت، خودش مركب از ماده و صورت نيست. «صورة النار» يك ماهيت تامّه است. ما وقتى جوهر را تقسيم مىكنيم مىگوييم جوهر به پنج قسم تقسيم مىشود: عقل، نفس، جسم، ماده و صورت. پس صورت، خود، يك نوع است و تشخص اين نوع به آن است كه عارض بر اين مادّه شود.
٢. گاهى منشأ تشخص غير از اضافه و بيش از اضافه است كه اين خود به دو قسم تقسيم مىشود:الف) بعضى از امورى كه غير از اضافه موجب تشخص مىشود به گونهاى است كه در صورت فرضِ زايل شدن آن و تبديل شدن به عارض