شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٠ - سازگارى امكان عليّت با عدم عليّت بالفعل
وَمَرَّةً لايَكُوْن، وَنِسْبَتُهُ اِلَى الَّذي يَكُوْنُ وَالَّذي لا يَكُوْنُ، فِي الْحالَتَيْنِ نِسْبَةٌ واحِدَةٌ. وَلَيْسَ فِي الْحالَةِ الَّتي تَتَمَيَّزُ فيها اَنْ يَكُوْنَ مِنْ اَنْ لا يَكُوْنَ تَمَيّز اَمر بِسَبَبِهِ يُوْجَدُ الْمَعْلُولُ مَعَ اِمْكانِ كَوْنِهِ عَنِ الْعِلَّةِ تَمييزاً يُخالِفُ بِهِ حالُ لا وُجُودُ الْمَعْلُولِ عَنِ الْعِلَّةِ مَعَ اِمْكانِ كَوْنِهِ عَنِ الْعِلَّةِ.
سازگارى امكان عليّت با عدم عليّت بالفعل
گفتيم اگر نفس ذات علّت، براى وجود معلول كافى نباشد، آن ذات، عليّت بالفعل ندارد. بلكه امكان عليّت را خواهد داشت كه يك امر طرفينى است و با عدم عليّت بالفعل هم مىسازد. اكنون به سراغ معلول مىرويم يعنى به سراغ آن چيزى كه مىخواهد وجودش از ديگرى صادر شود و تكوّن يابد. مىبينيم همان سرنوشتى كه براى علّت بود براى اين نيز وجود دارد. زيرا، چنين معلولى، هم ممكن است باشد و هم ممكن است نباشد. بنابراين، اين ذات از آن جهت كه ممكن است موجود شود، موجود نمىشود. زيرا، حيثيّت امكان، منشأ وجود نمىگردد. همچنين از آن جهت كه علّت، امكان ايجاد وجودِ آن را دارد نيز موجود نمىشود. در نتيجه، نه عليت بالفعل ناشى از امكان عليّت مىشود و نه امكان تكوّن و معلوليت و وجود، منشأ وجود خارجى مىشود. زيرا، وقتى چيزى از موجودى صادر مىشود كه امكان صدور داشته باشد. امّا، صدور آن از علّت، تنها به جهت امكان صدور نيست. چه، با صرف داشتن امكان ايجاد، ايجاد حاصل نمىشود.
بنابراين، به صرف اينكه چيزى امكان وجود دارد، نمىتوان گفت از علّت صادر شده است. زيرا نفس امكان، هم با موجود شدن شىء مىسازد و هم با موجود نشدنِ آن مىسازد. پس نمىتوان گفت صرفِ امكان، براى ايجاد