شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٩ - اقسام قوّه فاعلى
نفس مىباشند؛ از طبيعت اينها، همواره يك فعل يكنواخت صادر مىشود. و گاهى ممكن است كه طبيعت آنها، موضوع باشد براى حدوث يك طبع ديگرى و در حقيقت آن طبع حادث، منشأ اثر بعدى مىشود. در اين صورت، چنانچه فعل يا تأثير به طبيعت اوّلى نسبت داده شود، اين نسبت بالعرض خواهد بود. در حقيقت، اثر از آنِ طبعى است كه در طبيعت اوّلى حادث و بدان افزوده مىشود. و ممكن است در اينجا طبيعتى وجود داشته باشد و طبيعت ديگرى به آن افزوده مىشود و آن دو مجموعاً مؤثر واقع شوند. بنابراين، نسبت دادنش به طبيعتِ نخستين خالى از تجوّز نيست؛ زيرا، طبيعت نخستين به تنهايى مؤثر نيست.
بنابراين، اگر طبيعت نخست را فاعل بينگاريم، با صرفنظر از حدوث طبيعت دوّم، در اين صورت، بايد بگوييم فعاليت طبيعى، فعاليت ناقصى است. زيرا، فاعليت تامّ آن، در فرضى است كه آن طبع جديد در آن پديد آيد. آنگاه، فعل يا به طور مستقيم از طبيعت حادث و دوّم، پديد مىآيد؛ و يا از مجموع طبيعت نخست و طبيعت دوّم صادر مىگردد. در نتيجه، در فاعل طبيعى نيز مىتوان فاعل تام و ناقص را تصوير نمود.
تصوير تامّ و ناقص در قوّه انفعالى: تام و ناقص در قوّه انفعالى هم قابل تصوّر است. و آن در مورد امكان استعدادى قريب و بعيد است. آنجا كه قوّه، قريب به فعليّت، باشد؛ قوّه انفعالىِ تامّ گفته مىشود. و منظور از تام بودن آن است كه تنها در انتظار تأثير فاعل، بسر برد؛ اگر فاعل، وجود داشته باشد، حالت منتظرهاى نخواهد بود. امّا، قوّه انفعالى گاهى ضعيف يا بعيد از فعليّت است. چنانكه در مثال معروف گفته مىشود نطفه مىتواند مرد باشد. امّا، پيش از آن مراحلى را بايد طى كند: نطفه بايد نخست علقه و مضغه شود، آنگاه به صورت جنين در آيد، و سپس تبديل به طفل گردد، و پس از آن نوجوان و جوان شود و سرانجام مرد كامل شود. از اين رو، اگر نطفه را نسبت به مرد