شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٧ - اقسام قوّه فاعلى
هستند. البته، ممكن است كسى نبات را داراى شعور ضعيفى بداند؛ ولى قدر متيقّنِ آن، حيوان و انسان است؛ چنانكه در انسان قواى تحريكى وجود دارد و اين قوا، همراه با نطق و ادراك عقلى مىباشند. امّا، مطلقِ افعال و تحريكات در حيوانات همراه با تخيّل و توهّم است. يعنى همراه با ادراك جزئيات است. همانگونه كه در ادراك جزئيات ممكن است يك قوّه جزئيه دو امر متضاد و مخالف، و حتى دو امر متناقض را درك بكند؛ قوّه عاقله هم در ادراكات كلّى و عقلى، مىتواند دو مفهوم متناقض را مانند مفهوم «انسان» و «لا انسان» را درك بكند. چنانكه قوّه خيال هم، چنين است. قوّه خيال هم مىتواند دو امر متباين و متضاد را درك كند. چنين نيست كه چون قوّه خيال، يك قوّه است، تنها بايد يك رنگ را درك كند (به طور مثال، تنها رنگ سفيد را تخيل كند) نه! بلكه هم رنگ سفيد و هم رنگ سياه را مىتواند تخيل كند. چنانكه وسائط ميان سفيد و سياه را نيز مىتواند درك كند. پس، چون قواى مدركه انسان و حيوان (قوه نطقيه و قوّه تخيل) مىتوانند اشياء متضادّ را درك كنند، قوّه محرّكهاى هم كه همراه آنها است، مىتواند افعال متضاد را انجام دهد. يعنى هم مىتواند حركت انجام دهد و هم مىتواند جلوى حركت را بگيرد.
تماميّت فاعليّتِ فاعلهاى ارادى: وقتى فاعليّتِ فاعل در فاعلهاى ارادى و علمى تامّ مىشود كه اراده جزمى بر انجام فعل پديد آيد. فاعل اراده قطعى كند، ارادهاى كه با اجماع است. (اين اجماع به معناى عزم است) يعنى عزم فاعل، به طور كامل به يك شىء تعلّق بگيرد و يكسره متمركز شود بر اينكه، اين كار را انجام دهد. در اين صورت، فاعليّت فاعل، تامّ مىشود. تا به اين حدّ نرسيده، هرچند شوق شديد هم داشته باشد؛ باز هم فاعليت فاعل، تام نخواهد بود.
بنابراين، به صرف اينكه فاعلْ داراى قوّه عقل، يا نطق يا تخيّل است،