شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨ - آيا مقدار بياض با مقدار جسمِ آن، يكى است؟
و مقصود از جمله «و امّا اِنْ جَعَلَ جاعِلٌ الْبَياضَ شَيْئاً فى نفْسِهِ ذامِقْدار...» در چيزى كه داراى مقدار و وضع است اين باشد كه بياض، خودش داراى مقدار است. بنابراين، چنين فرضى، در مقابل آن فرض است كه گفتيم هيئتى است. يعنى اكنون مىگوييم مقدار اصالتاً از آنِ خودِ بياض است. در اين صورت، چيزى است كه علاوه بر «بياضيّت» داراى «مقدار» هم هست.
آيا مقدار بياض با مقدار جسمِ آن، يكى است؟
پرسش: آيا مقدارى كه به بياض نسبت داده مىشود ـ و بر اساس آن گفته مىشود بياض، مقدار دارد ـ همان مقدارى است كه به جسم نسبت داده مىشود؟
يعنى با توجّه به اينكه بياض هم مقدار دارد، وقتى بياض بر روى جسم قرار گيرد، آيا دو مقدار تحقّق مىيابد يا يك مقدار؟
به نظر خصم، بياض جوهر است و جوهر دو حيثيّت دارد: حيثيّت بياضيّت؛ و حيثيّت مقداريّت، و به تعبير مصنف، دو وجود دارد: وُجُودُ اَنَّهُ مِقْدارٌ، وَوُجُودُ اَنَّهُ بَياض.
حال كه مقدار، از آنِ خودِ بياض است اين سؤال مطرح مىشود كه آيا مقدارى را كه به بياض نسبت مىدهيد، همان مقدارى است كه به جسم نسبت مىدهيد؟ يا اينكه جسم، خودش مقدارى دارد، بياض هم مقدار ديگرى دارد؟اگر بپذيريد كه دو مقدارْ تحقق يافته، لازمهاش تداخل ابعاد خواهد بود يعنى بُعدى در بُعد ديگر و حجمى در حجم ديگر داخل شود، در حالى كه اين امر محال است.
و اگر ديديم جسمى در جسم ديگر داخل شده معنايش آن است كه جسم ديگر، خُلَل و فُرَجى داشته كه جسم نخستين آنها را پُر كرده است. چنانكه آب،